سبکشناسیِ شناختیِ «خطبة اشباح» با تکیه بر استعارههای مفهومی
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات، دانشگاه جامع علوم انتظامی امین، تهران، ایران.
2 استادیار گروه زبان و ادبیات، دانشگاه جامع علوم انتظامی امین،( تهران، ایران).
3 استادیار زبان و ادبیات فارسی موسسه آموزش عالی دار الحکمه قم.
doi
چکیده
نوشتار حاضر، جستاری است برای پاسخگویی به این پرسش که استعاره مفهومی چه کارکردی در تبیین مفاهیم انتزاعی دین دارد؟ یکی از راههای دریافت این موضوع، تکیه بر شاخصههای فلسفی شناخت و تحلیل توانش استعاری ذهن است. در این دیدگاه استعاره، امری ذهنی است که به وسیله زبان، عینی و ملموس میشود؛ از این رو، به آن استعاره مفهومی میگویند. با تحلیل پیکره استعارههای مفهومی، میتوان به سازوکار شناخت و راهبرد ذهن پی برد. زبانشناسان علوم شناختی با پیروی از این فلسفه، استعاره را گاه، دارای مبنا و اساس فرهنگی، و گاه دارای بنیان تجربی و فیزیکی میدانند. آنها برخلاف ساختارگراها و صورتگرایان، که استعاره را وجه عارضی و ادبیّت زبان میپنداشتند، استعاره را طرحوارهای ذهنی و شناختی میدانند. باور نگارندگان پژوهش حاضر آن است که معنی سازی در خطبه اشباح نهجالبلاغه، متکی بر استعاره مفهومی بوده و در دو وجه انجام گرفته است؛ از همین رو، سعی دارند به شیوه توصیفی ـ تحلیلی، اشکال بیان استعارههای مفهومی دین را با تکیه بر نودویکمین خطبه نهج البلاغه، «اشباح»، شناسایی و سبک شناختی آن را مطالعه کنند. برآیند تحلیل پژوهش حاضر آن است که استعاره مفهومی و فرایندهای شناختی مربوط به آن؛ بسط و تفصیل، تخصیص، متعارفسازی، کانونیسازی، کالبدسازی تجربی و تلفیق با استعاره بلاغی از جمله شگردهای سبکی امام علی علیه السلام در سازماندهی و درک مفاهیم انتزاعی بوده است.