مطالعه آزمایشگاهی تأثیر همزمان شکل و زاویه طولی دماغه پایه پل بر آبشستگی
نویسندگان
1 دانشگاه خوارزمی
2 دانشگاه بوعلی سینا
3 دانشگاه پیام نور
4 دانشگاه الزهرا
5 دانشگاه شیراز
doi
10.22059/ijswr.2022.344899.669301چکیده
تجربه طولانی مدت احداث پل بر روی رودخانهها و تخریب آنها و بررسی علل تخریب مهندسان را به این نتیجه رسانده است که در طراحی پلها باید مسایل مربوط به ابشستگی اطراف پایه را بسیار مورد توجه قرارداد. در تحقیق حاضر اثر توسعه طولی پایه، اثر زاویه عمودی ورودی پایه، اثر ضخامت پایه و شکل دماغه پایه برای رسوب با قطر متوسط 2/1 میلیمتر مورد بررسی قرار گرفت. آزمایش بر روی پایههایی با زوایای (45،60،75 و 90) انجام شد. نتایج نشان داد که زاویه دماغه تأثیر زیادی بر ماکزیمم عمق ایجاد شده دارد. هر چه زاویه دماغه کمتر در نظر گرفته شد، عمق آبشستگی و ابعاد چاله نیز کاهش یافت و در نهایت مشاهده گردید که در زاویه 45 درجه بدون دماغه تا 51% برای پایه با ضخامت 30 میلیمتر و 79% برای پایه 15 میلیمتری و 89% با دماغه مثلثی با ضخامت 30 میلیمتر کاهش عمق آبشستگی نسبت به شاهد داشته است. از بین دماغه-های مثلثی و دایرهای، دماغه مثلثی در تمامی شرایط مورد بررسی، دارای عملکرد بهتری در محافظت پایه به میزان 4/96 درصد عمق آبشستگی بوده است. همچنین با کاهش ضخامت پایه، مقاومت در برابر جریان و بالطبع آن خلع و کاهش فشار در پشت پایه کاسته شده و در نتیجه آبشستگی به میزان 3/8 درصد در شرایط مشابه کاهش نشان داده است. کلیه مراحل آزمایشگاهی این تحقیق در آزمایشگاه هیدرولیک دانشگاه صنعتی خاتم الانبیا بهبهان در سال 1399 انجام گردید.