تبیین و تحلیل نظریه سبکشناسی ارنست گومبریش و کاربست آن در روایت و طبقهبندی تاریخ هنر
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای تاریخ تطبیقی و تحلیلی هنر اسلامی، گروه مطالعات عالی هنر، دانشکده هنرهای تجسمی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 استاد بازنشسته گروه مطالعات عالی هنر، دانشکده هنرهای تجسمی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، ایران.
3 استاد گروه مطالعات عالی هنر، دانشکده هنرهای تجسمی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/jfava.2025.385999.667373چکیده
سبک بهعنوان یکی از مفاهیم کلیدی در مطالعات هنری، همواره محور بحثهای نظری در حوزه تاریخ هنر بوده است. این مفهوم مسیر تحول معنایی قابلتوجهی را از ابزاری برای نگارش تا مفهومی پیچیده در تحلیل آثار هنری طی کرده است. در این میان، نظریه سبکشناسی ارنست گومبریش بهعنوان یکی از آخرین نظریههای قابلتوجه در مطالعات تاریخ هنر، رویکردی نوین به تحلیل و طبقهبندی سبکهای هنری ارائه میدهد.این پژوهش به تبیین و تحلیل نظریه سبکشناسی گومبریش و کاربست آن در روایت و طبقهبندی تاریخ هنر میپردازد. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و با مطالعه آثار اصلی گومبریش، بهویژه مقاله «سبک» (1968) و کتابهای هنر و توهم (1960) و حس نظم (1979)، مبانی نظری و روششناختی دیدگاه او را تحلیل میکند. یافتههای پژوهش نشان میدهد نظریه گومبریش با تأکید بر مفاهیمی چون «طرحواره»، «اصل توهم» و رد نظریه «تقدیر ذاتی» سبکها، چهارچوبی منعطف برای تحلیل تحولات سبکی ارائه میدهد. روششناسی او در سه سطح متمایز عمل میکند: سطح ساختاری که رویکردی نظاممند برای تحلیل عناصر صوری ارائه میدهد، سطح مفهومی که به تلفیق عوامل مختلف در شکلگیری سبک میپردازد و سطح کاربردی که روشهای مشخصی برای طبقهبندی و روایت تاریخ هنر عرضه میکند. این رویکرد چندوجهی، امکان تحلیل چندلایه آثار هنری را فراهم میآورد و از تقلیلگرایی در مطالعات سبکشناختی جلوگیری میکند.