بازنمایی پیکره‌های انسانی در آثار نقاشان معاصر افغانستان

نویسندگان

1 دکتری تاریخ تحلیلی و تطبیقی هنر اسلامی، گروه مطالعات عالی هنر، دانشکده هنرهای تجمسی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

2 استاد گروه مطالعات عالی هنر، دانشکده هنرهای تجمسی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.22059/jfava.2025.385005.667367
چکیده

نقاشی معاصر افغانستان، پس از یک دوره رکود چندساله، با ظهور هنرمندان جوان، مسیر نوینی در حوزۀ پیکره‌نگاری در پیش گرفت. این پژوهش با تمرکز بر روند رشد پیکره‌نگاری، با هدف شناسایی عوامل این روند و بررسی نقش هنرمندانی چون غلام‌محمد میمنگی و عبدالغفور برشنا، که از پایه‌گذاران نقاشی معاصر افغانستان بودند، انجام شده است. در کنار آنان، نقاشانی مانند غوث‌الدین نقاش، خیرمحمد یاری و دیگران، با تأسی از پیشگامان این هنر، پیکره را به‌عنوان عنصر اصلی آثار خود مطرح کردند و به این شاخه هنری هویتی مستقل بخشیدند.      از سال ۱۳۰۸ خورشیدی به بعد، نقاشی افغانستان وارد مرحله‌ای از تحولات اساسی در پیکره‌نگاری شد و تا سال ۱۳۶۰ دستخوش تغییرات مثبت گردید. در این میان، گروهی از هنرمندان مانند همایون اعتمادی و محمدسعید مشعل تلاش کردند اصول نگارگری مکتب هرات را احیا کنند، در حالی که شماری از هنرمندان نوگرا، به‌سرعت گرایش‌های جدید نقاشی را پذیرفتند و با بهره‌گیری از مفاهیم اجتماعی و سیاسی، نقاشی فیگوراتیو را در مسیر مدرنیسم هدایت نمودند.      این پژوهش، ضمن بررسی روند تکامل پیکره‌نگاری، نشان می‌دهد که تحولات سیاسی و اجتماعی نقش مهمی در گسترش یا محدودیت این شاخه هنری داشته‌اند. با این حال، بررسی آثار هنرمندان این دوره حاکی است که پیکره‌نگاری در نقاشی افغانستان همچنان به‌عنوان یک جریان مهم هنری حضور داشته و نیازمند پژوهش‌های تکمیلی است.