دگرگونیِ نقش ماده در مجسمهسازی معاصر بر مبنای نظریهی یادگیری پیوندگرایی
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای پژوهش هنر، دانشکده علوم نظری و مطالعات عالی هنر، دانشگاه هنر ایران. عضو هیأت علمی گروه گروه نقاشی و مجسمه سازی، دانشکده هنرهای تجسمی،دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 دانشیار گروه پژوهش هنر، دانشکده علوم نظری و مطالعات عالی هنر، دانشگاه هنر ایران، تهران، ایران.
3 استادیار گروه پژوهش هنر، دانشکده علوم نظری و مطالعات عالی هنر، دانشگاه هنر ایران، تهران، ایران.
doi
10.22059/jfava.2025.392604.667448چکیده
پارادایم پسامدرن، مجسمهسازی را دستخوش دگرگونیهای بنیادینی کرده که نهتنها مفاهیم و معانی و انتخاب مادهی اثر را بازنگری میکند، بلکه شیوههای یادگیری را نیز دچار تحول کرده است. برخلاف رویکرد سنتی که ماده را صرفاً ابزاری برای بیان فرم و روایت میدانست، در مجسمهسازی معاصر ماده عنصری بنیادی است که در تعیین چیستیِ مجسمه نقشآفرینی میکند. از سوی دیگر نظریهی یادگیری پیوندگرایی، با توجه به سرعتِ تغییر اطلاعات در جهان امروز و تأکید بر ایجاد شبکههای دانش و پیوند مفاهیم، شیوههای سنتی آموزش را به چالش میکشد. این پژوهش با پیشگرفتن رویکرد کیفی و با تحلیل متون تخصصی مجسمهسازی معاصر و منتخبی از آثار دانشآموختگان مجسمهسازی دانشگاه تهران، شیوهی نوینی از یاددهی- یادگیری مجسمهسازی برآمده از نظریهی پیوندگرایی فراهم میآورد. پرسشهای اصلی این پژوهش پیرامون چرایی دگرگونیِ نقش ماده در مجسمهسازی معاصر و چگونگی روش یاددهیِ آن در دانشگاههای ایران متمرکز است. نتایج حاکی از آن است که بهکارگیری مواد متنوع و نوآورانه همچون مواد بازیافتی، صنعتی یا فناورانه به هنرمندان امکان میدهد تا با چالشهای پیچیدهی اجتماعی، فرهنگی و محیطزیستی به شیوهای کارآمد پیوند برقرار کنند. همچنین شیوهی نوین یاددهی- یادگیری برآمده از نظریهی پیوندگرایی میتواند منجر به تحول دیدگاه هنرمند در دنیای معاصر و بروز آثار خلاقانه شود.