مقایسه‌ی سهم زیرحوضه‌ها در فرسایش و رسوب با استفاده از مدل‌های ترکیبی و الگوریتم ژنتیک (مطالعه‌ی موردی: حوضه‌ی آبخیز تنگ‌بستانک، استان فارس)

نویسندگان

1 استاد دانشکده‌ی محیط زیست دانشگاه تهران

2 دکتری آبخیزداری دانشکده‌ی کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه هرمزگان

3 استاد پژوهشکده‌ی چرخه‌ی سوخت سازمان انرژی اتمی تهران.

doi
چکیده

چکیده روش انگشت­نگاری رسوب بر پایه­ی ردیاب­های ژئوشیمیایی، آلی، نسبت­های ایزوتوپی و نیز استفاده از مدل­های ترکیبی مختلف باعث شناخت سهم منابع مختلف رسوب در یک ناحیه می­شود. در تحقیق حاضر با استفاده از ترکیب بهینه­ی ردیاب­های آلی و نسبت­های ایزوتوپی اقدام به تفکیک منابع مختلف فرسایش، تولید رسوب و سپس تعیین سهم این منابع با استفاده از مدل­های کالینز (Collins)، کالینز اصلاح­شده (M Collins)، موتا (Motha)، لاندور (Landwehr) و اسلاتری (Slattery) در دو واحد سازندها و کابری­های ­اراضی بر پایه­ی بهینه­سازی الگوریتم ژنتیک و سپس تهیه­ی نقشه­ی سهم مناطق مختلف (زیرحوضه­ها) در سامانه­ی اطلاعات جغرافیایی شد. برای تعیین بهترین مدل در این­ باره از شاخص­های GOF و  MEاستفاده شد. عناصر کربن، مس، تیتانیوم، سیلیکون و عناصر استرانسیوم، تیتانیوم، مس، نسبت ایزوتوپی نئودیمیوم 144/143 به ­عنوان ردیاب­های تفکیک­کننده­ی کاربری­ها و سازندها شناخته ­شدند. مدل­های ترکیبی کالینز اصلاح شده (MCollins) در واحد کاربری­اراضی و کالینز (Collins) در واحد سازندها با شاخص­های GOF، 95/99% و 996/99%  و ضریب­کارآیی 16/99% و 977/99% به ­عنوان بهترین مدل­ها انتخاب شدند. بیشترین سهم در فرسایش و رسوب حوضه­ی مربوط به اراضی مرتعی و سازند آسماری به ترتیب با 65% و 5/56% می­باشد. زیرحوضه­های شماره­ی 6 و 5 به­ترتیب با 11/59% و 7/58% بیشترین و زیرحوضه­ی شماره 31  با 54/7% کمترین سهم را بر فرسایش و رسوب حوضه داشتند.