کاربست تکنیک تفکّر خلّاق اسکمپر درآموزش هنر (مطالعه موردی: آموزش چاپ دستی)

نویسندگان

1 کارشناس ارشد پژوهش هنر، گروه مطالعات عالی هنر، دانشکده هنرهای تجسمی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، .تهران، ایران

2 استادیار گروه مطالعات عالی هنر، دانشکده هنرهای تجسمی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.22059/jfava.2025.380037.667313
چکیده

چاپ دستی هنری است که تکنیک‌های مرتبط با ایده‌یابی و خلّاقیت از ملزوماتِ آموزش آن محسوب می‌شود. یکی از تکنیک‌های مطرح در ایده‌یابی، اسکمپر است که از حروف اوّل کلمات انگلیسیِ هفت واژه تشکیل شده است، که عبارت‌اند از: جایگزینی، ترکیب، سازگاری (انطباق)، تغییر دادن (بزرگ‌سازی/کوچک‌سازی)، استفاده در کاربرد دیگر، حذف کردن و معکوس کردن. لذا مسئلۀ بنیادینِ این پژوهش، واکاوی امکان تحقّق کاربست تکنیک تفکّر خلّاق اسکمپر در آموزش هنر و به‌طور خاص ‌در آموزش تکنیک‌های چاپ دستی است. از این‌رو، هدفِ پژوهشِ حاضر، امکان‌سنجیِ ارائۀ مدلی خلّاقانه در آموزش چاپ بر بنیان تکنیک اسکمپر است. این پژوهش، ‌مطالعه‌ای موردی محسوب می‌گردد و از منظر هدف، از یک سو جنبه‌ای بنیادین دارد و از سویی دیگر، با ساحتی کاربردی می‌تواند راهکارهایی عملی جهت آموزش هنر به‌دست دهد. همچنین، تحقیق حاضر از نظر ماهیّت،‌ کیفی و از نظر روش در حوزۀ تحقیقات توصیفی_تحلیلی درمی‌گنجد. این پژوهش با استفاده از روش جمع‌آوری اطّلاعات از نوع اسنادی (کتابخانه‌ای)، با بررسی کتب، مقالات و منابع معتبرِ مرتبط با خلّاقیت، آموزش و اسکمپر، به سنجش کاربست اسکمپر در آموزش تکنیک‌های چاپ دستی پرداخته است. بر این بنیان، بر اساس مصادیق عملی، فرضیۀ این پژوهش به این نظریه منتج شده است که تکنیک‌های اصلی چاپ دستی با بخش اعظمی از تکنیک‌های اسکمپر هم‌راستایی و هم‌پوشانی دارد و به‌طور گسترده‌ای در خصوص طیف قابل‌توجّهی از تکنیک‌های چاپ دستی قابل‌اجرا است.