خوانش گفتمان تصوف در طرح و نقش فرش هریس از نیمه دوم سده‌‌ 13 تا نیمه دوم سده 14 ه.ق

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری پژوهش هنر، دانشگاه شاهد، ، تهران، ایران.

2 دانشیار گروه پژوهش هنر، دانشکده هنر، دانشگاه شاهد،تهران، ایران.

3 استادیار گروه نقاشی، دانشکده هنر، دانشگاه شاهد، تهران، ایران.

4 دانشیار مؤسسه آموزش عالی علمی- کاربردی جهادکشاورزی، تهران، ایران.

doi
10.22059/jfava.2024.380501.667315
چکیده

از نیمه دوم قرن سیزدهم برای بیش از یک سده، در طرح و نقش گروهی از فرش‌های ابریشمین هریس، نقوشی از دیوان و صور عجیبه بازنمایی شده‌اند که گویا توسط صوفیان بافته ­شده ­اند. به دلیل نبود اطلاعات کافی، بسیاری از جنبه‌های تاثیر تصوف بر  نقوش و معانی آن­ها، ناشناخته است. پژوهش حاضر با هدف شناخت و واکاوی طرح و کارکرد این گروه از فرش ­های هریس، بر مبنای نسبت آن با گفتمان تصوف و جریان دیونگاری انجام شده ­است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی، شیوه گردآوری اطلاعات، اسنادی و مطالعات کتابخانه­ ای و میدانی است و ابزار گرد­آوری، فیش تحقیق، تصویر و مصاحبه می­باشد. با بررسی بیش از صد نمونه فرش هریس، 24 نمونه انتخاب و در راستای مساله پژوهش به میزانی که اشباع اطلاعات صورت بگیرد، با روش تحلیل محتوا، بررسی شده­ اند. بر اساس نتایج حاصله، نقوش و دلالت­های معنایی آن­ها، متاثر از فضای گفتمانی درهم ­آمیخته و چند ساحتی تصوف در دوره قاجار بوده­ و خالقان آثار روایتی آمیخته از نظام دیوشناختی خود با انگاره ­های کلی تصوف، به زبان تصویر ارائه کرده ­اند. کارکرد فرش­ ها نیز در راستای آن بوده­است. در این فرش­ها رگه هایی از انگاره تقدس ­بخشی به دیوان، تزویج انسان و دیو، تبدل انواع و وحدت وجود به شکل واق­واق، پیوستگی دیو با مجنون و درویش و تصاویری از قلندران شیرباز بازنمایی شده ­اند.