تأثیر تمرینات تعادلی بر استراتژیهای حرکتی پاسچر ورزشکاران با بی ثباتی مزمن مچ پا در برابر دستکاری اطلاعات بینایی، دهلیزی و حس عمقی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری حرکات اصلاحی و آسیب شناسی ورزشی دانشگاه تهران
2 دانشیار گروه علوم ورزشی و تندرستی دانشگاه صنعتی امیر کبیر
3 دکتری تربیت بدنی گروه علوم ورزشی و تندرستی دانشگاه صنعتی امیر کبیر
doi
10.22038/mjms.2025.27114چکیده
مقدمه: مفصل مچ پا، نقش اساسی در تعادل و کنترل پاسچر بر عهده دارد و صدمه به سیستم کنترل حسی-حرکتی مچ پا به عنوان علت اصلی بی ثباتی مکرر مچ پا شناخته شده است. کاهش در حس عمقی و آگاهی از حس حرکت، عامل مهمیدر کاهش تعادل و در نتیجه آسیب مجدد است که غالبا منجر به دور ماندن ورزشکار از فعالیت ورزشی میشود. بررسی اثر تمرین تعادلی بر استراتژیهای حرکتی پاسچر ورزشکاران مبتلا به بی ثباتی مزمن مچ پا در برابر دستکاری اطلاعات بینایی، دهلیزی و حس عمقی بود.روش کار: 30 ورزشکار مرد مبتلا به بی ثباتی مزمن مچ پا در این مطالعه نیمه تجربی به طور تصادفی به دو گروه تجربی(15n=) و کنترل (15n=) که به صورت پیشآزمون و پسآزمون اندازهگیریها انجام شد و برنامه تمرینی گروه تجربی شش هفته تمرینات تعادلی در برابر اغتشاش بود. جهت ارزیابی استراتژیهای حرکتی پاسچر آزمودنیها از آزمون سازماندهی حسی دستگاه پاسچروگرافی پویای کامپیوتری استفاده شد. این دستگاه تحلیل استراتژیحرکتی را در 6 وضعیت که در وضعیت اول (وجود هر 3 حس بینایی، شنوایی و حس عمقی)، دوم (حذف بینایی)، سوم (دستکاری شنوایی)، چهارم (دستکاری حس عمقی)، پنجم (حذف بینایی و دستکاری حس عمقی) و ششم (دستکاری حس شنوایی و حس عمقی) ارزیابی نمود. یافتههای تحقیق با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس یک طرفه انجام گرفتند. تمامی عملیات آماری توسط نرم افزار SPSS نسخه 22 در سطح معنی داری 5/0= α انجام شد.نتایج: نتایج نشان داد میانگین نمره کاربرد استراتژیحرکتی در افراد گروه آزمون در وضعیتهای اول بیشتر از وضعیتهای دیگر است و افراد بیشتر از استراتژی مچ پا استفاده می کنند و نمره کاربرد استراتژی در وضعیت ششم که حس شنوایی و عمقی دستکاری می شوند، کمتر از وضعیتهای دیگر است و بیشتر از استراتژی ران استفاده کردند. میانگین نمره کاربرد استراتژیها در افراد گروه آزمون در پس آزمون در هر شش وضعیت بهتر از افراد گروه کنترل است.نتیجه گیری: با توجه به یافتههای این تحقیق تمرین تعادلی می تواند کنترل پاسچر را بهبود بخشد چرا که انجام تمرینات تعادلی یا تمرین روی سطوح ناپایدار احتمالاً باعث می شود عضلات به طور فعالتری درگیر شوند و سیستم عصبی مرکزی تحریکات مناسب تر و مؤثرتری از اعصاب آوران گیرندههای حسی مختلف دریافت نمایند و باعث تغییر در الگوی کنترل حرکتی و احتمالاً بهبود در یکپارچگی ورودیهای حسی و سریعتر شدن زمان ارسال اطُلاعات حسی و شروع فعالیت عضلات شده، که در نهایت منجر به استفاده بیشتر از استراتژی حرکتی با ثبات تر برای کنترل پاسچر و همچنین افزایش پایداری می گردد.