بررسی ساختاری قشر مغز در حملات غیرصرعی روانزاد (PNES): تحلیل مورفومتری مبتنی بر وُکسل و ارزیابی ضخامت قشری
نویسندگان
1 متخصص روانپزشکی، مرکز توسعه تحقیقات، مرکز جامع روانپزشکی یزد، دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد، یزد، ایران
2 دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی، گروه روانپزشکی و روانشناسی بالینی، دانشکده پزشکی، بیمارستان ابنسینا، دانشگاه علوم پزشکی مشهد، مشهد، ایران
3 استاد گروه روانپزشکی، مرکز تحقیقات آسیبهای مغز و نخاع، مرکز تحقیقات پزشکی روانتَن (سایکوسوماتیک)، دانشگاه علوم پزشکی تهران، ایران
4 آزمایشگاه عصب روانپزشکی، بیمارستان امام خمینی، دانشگاه علوم پزشکی تهران
5 مرکز تحقیقات علوم اعصاب، دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، تهران، ایران
6 دانشکده علوم پیراپزشکی، دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، تهران، ایران
7 استاد تمام گروه روانپزشکی، مرکز تحقیقات اعتیاد و علوم رفتاری، دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد، یزد، ایران
8 دانشیار گروه روانپزشکی، دانشکده پزشکی، بیمارستان ابنسینا، دانشگاه علوم پزشکی مشهد، مشهد، ایران
9 استاد تمام گروه روانپزشکی، مرکز تحقیقات اعتیاد و علوم رفتاری، دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد، یزد، ایران
10 دانشیار گروه روانپزشکی، مرکز تحقیقات اعتیاد و علوم رفتاری، دانشگاه علوم پزشکی شهید صدوقی یزد، یزد، ایران
doi
10.22038/mjms.2025.89638.5069چکیده
مقدمه:مکانیسمهای زمینهای که مستقیماً منجر به بروز حملات غیرصرعی روانزاد (PNES) میشوند، هنوز به طور کامل روشن نشدهاند. مطالعات تصویربرداری عصبی اخیر، مدلهای نوروبیولوژیک را برای تبیین PNES پیشنهاد دادهاند.هدف:این مطالعه با هدف بررسی تفاوتهای بالقوه ساختارهای مغزی، به طور خاص مورفومتری مبتنی بر وکسل (VBM) و ضخامت قشری، بین افراد مبتلا به PNES و افراد سالم انجام شده است.مواد و روشها:در این پژوهش، ۲۲ بیمار (۱۱ زن، ۹ مرد، میانگین سنی) و ۴۰ فرد سالم (تعداد زنان و مردان، میانگین سنی) شرکت داشتند. تشخیص PNES در بیماران با مانیتورینگ ویدیویی-EEG تأیید شده بود. تمامی مشارکتکنندگان تحت تصویربرداری رزونانس مغناطیسی (MRI) قرار گرفتند. تحلیل مورفومتری مبتنی بر وکسل به کمک نرمافزار SPM و اندازهگیری ضخامت قشری با نرمافزار FreeSurfer انجام شد و نتایج با گروه کنترل مقایسه گردید.یافتهها:مقدار VBM قشری در نواحی حرکتی شامل مناطق اولیه، پرهموتور و حرکتی مکمل در گروه PNES بیشتر از گروه کنترل بود. همچنین مقدار VBM قشری در گروه PNES در نواحی مرتبط با سیستم لیمبیک، از جمله لوب تمپورال (شامل شکنج میانی دوطرفه، شکنج فوقانی سمت راست، پاراهیپوکامپ سمت راست)، لوب فرونتال (شکاف زیرکالوزال) و لوب اکسیپیتال (شکنج میانی سمت چپ، کونهآس چپ، و شکنج زبانی سمت چپ) نسبت به گروه کنترل کمتر بود.نتیجهگیری:اختلال در تنظیم میان نواحی کنترل حرکات و نواحی کنترل هیجانی میتواند به عنوان یکی از مکانیزمهای پاتوفیزیولوژیک PNES در نظر گرفته شود؛ با این حال، به دلیل نبود اجماع کامل میان مطالعات، انجام تحقیقات بیشتری با حجم نمونه بزرگتر ضروری است.