نقش رسانهای گرافیک در هماهنگسازی الگوی تداعیِ معانی با اشکال بیان و انواع ادبی
نویسندگان
1 استادیارگروهکامپیوتروفناوریاطلاعات، دانشکدهفنیومهندسی،واحدشیراز،دانشگاهآزاداسلامی،شیراز،ایران.
2 استادیارگروهارتباطتصویری،مؤسسه آموزشعالیآپادانا،شیراز،ایران.
doi
10.22059/jfava.2024.349451.666994چکیده
هماهنگسازی بین عناصر یک بیان هنری، عامل مهمی است که میتواند در نسبت میان زبان ادبی و تصویری و تقویت نقش رسانهای آنها نمود یابد. در این میان، گرافیک در قالب زبان تصویری، با وامگرفتن از برخی خصوصیات ادبیات، از قبیل برقراری نسبت با اشکال بیان و انواع ادبی، قابل توجه است؛ منظور از اشکال بیان، مقولههای اقتباسی از انواع علمبیان چون مجاز، تشبیه، استعاره و کنایه میباشد و روایت تصویر نیز در انواع ادبیِ حماسی، غنایی، نمایشی و تعلیمی قابل تعبیر بوده که از جمله وجوه اشتراک بین ادبیات و گرافیک به نظر میرسد. پژوهش حاضر با هدف تبیین ویژگیهای گرافیک بهمثابه اثر ادبی، پرسش از چگونگی هماهنگسازی میان فرمهای کلامی و تصویری دارد. لذا به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع مکتوب و اسناد تصویری به شیوه کیفی و گزینش هدفمند، در تبیین نسبت میان گرافیک و ادبیات در هماهنگسازیِ الگوهای تداعیمعانی با اشکالبیان و انواع ادبی در قالب پوسترهای سینمایی اهتمام میورزد. نتایج نشان میدهد که ابعاد روایی ایراد معنا در انواع ادب حماسی، غنایی، نمایشی و تعلیمی بهترتیب در هماهنگی با اشکال بیان چون الگوهای تباین، مجاورت، مشابهت و تداعیآزاد نمود یافته و گویی گرافیک بهمثابه اثری ادبی لب به سخن میگشاید.