محدودیت ترازپرداختها و رشد اقتصادی: شواهدی از قانون تیروال در کشورهای در حال توسعه نفتی( رهیافت ARDL و کالمن فیلتر)
نویسندگان
1 استادیار، گروه اقتصاد توسعه، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
2 دانشیار، گروه اقتصاد نظری، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
3 استادیار، گروه اقتصاد انرژی و محیطزیست، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
4 دانشجوی دکتری اقتصاد نفت و گاز، دانشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران
doi
10.22054/ijer.2020.45763.785چکیده
در مدل رشد محدودشده تراز پرداختها، متغیرهای تقاضا از جمله صادرات و واردات حد رشد اقتصادی در بلندمدت را تعیین میکنند. با توجه به نقش صادرات نفت و منابع ارزی ناشی از آن در اقتصادکشورهای تولیدکننده نفت، کاربرد و مقایسه نتایج حاصل از فرمهای پایه و گسترده مدل تیروال در کشورهای در حال توسعه نفتی هدف این مطالعه است. برای این منظور،دو گروه کشورهای در حال توسعه نفتی با توجه به متوسط تولید روزانه نفت در نظر گرفته شدهاند؛ گروه اول، شامل کشورهای ایران، عربستان، ونزوئلا و مکزیک و در گروه دوم، شامل کشورهای مصر، الجزایر، نیجریه و اندونزی میشود. کششهای درآمدی و قیمتی واردات و صادرات و وجود همانباشتگی با استفاده از مدل ARDL و آزمون کرانههای پسران و شین، همچنین محاسبه کششها با روش کالمن فیلتر مورد بررسی قرار گرفت. سپس رشد محدود شده در فرمهای مختلف برای دورههای همپوش 10 ساله در دوره زمانی 2016-1960 محاسبه و درنهایت اعتبار قانون تیروال آزمون شده است. نتایج بیانگر عدم تایید قانون تیروال در اغلب کشورهای در حال توسعه است. کمتر بودن رشد واقعی از رشد محدود شده تراز پرداختها در اقتصادهایی از جمله ایران را میتوان به عواملی مانند نرخ پایینتر رشد جریان ورودی سرمایه نسبت به نرخ رشد حجم صادرات و اثر مثبت درآمد خارجی بر رشد محدود شده تراز پرداختها نسبت داد. این نتیجه که وضعیت ترازپرداختها محدودکننده رشد اقتصادی ایران نبوده است، تاییدی بر این دیدگاه است که بهبود رشد اقتصادی ایران در بلندمدت منوط به بهبود وضعیت طرف عرضه است.