بررسی زبانشناختی استعارههای «غم و شادی» در ترجمه فارسی نهجالبلاغه: رویکرد نظریه معاصر استعاره (چارچوبشناختی)
نویسندگان
1 استادیار گروه زبانشناسی، دانشکده علوم انسانی، واحد مرودشت، دانشگاه آزاد اسلامی، مرودشت، ایران
2 استادیارگروه زبانشناسی، دانشکده علوم انسانی، واحد مرودشت، دانشگاه آزاد اسلامی، مرودشت، ایران.
3 . استادیارگروه آموزش زبان انگلیسی، دانشکده علوم انسانی، واحد مرودشت، دانشگاه آزاد اسلامی، مرودشت، ایران.
4 دانشجوی دکترا گروه زبانشناسی، دانشکده علوم انسانی، واحد مرودشت، دانشگاه آزاد اسلامی، مرودشت، ایران.
doi
چکیده
نظریه معاصر استعاره بر این باور است که نظام درک و دریافت انسان اصولاً بر پایه استعاره بنا شده است و استعاره به طور کاملاً غیرارادی با زندگی روزمرۀ انسان درآمیخته و جزئی از زندگی انسان به حساب میآید. بر طبق این نظریه، استعارهها نه تنها یک کارکرد زبانی محض که ابزاری اساسی برای درک امور انتزاعی و غیرملموس در ذهن بشر هستند و حوزه کار و نفوذ آنها نه در سطح واژگان که در عمق معنا و مفاهیم است. از آن جا که بخش از ساختار زبان متون دینی از جمله نهجالبلاغه، حاوی استعاره است و استعارههای این متن مذهبی، بسیار فراتر از استعارههای زبانی و ادبی هستند، سعی شد تا در این پژوهش با هدف بررسی استعارههای مفهومی در دو حوزه انتزاعی«غم» و «شادی» تحقیقی زبانشناختی انجام شود. لذا با بررسی نهج-البلاغه و ترجمه آن، واژهها و عبارات مربوط به حوزه غم، شادی و مشتقات آنها یافت شد و مطالعه بر روی مواردی که حاوی استعارهی مفهومی هستند انجام شد. با استفاده از نظریه لیکاف و جانسون (1980) این استعارهها تبیین و تشریح شد و نامنگاشتهای غم شیء است، غم ماده سیال است، غم ماده خوراکی است، غم لباس است، غم ماده است، غم ماده مخرب است، غم میوه است، غم ماده خوراکی است و نیز نامنگاشتهای شادی شیء است و شادی موجودی زنده است، به دست آمد. در مجموع دید بهتر و روشنتری از نگاه نهجالبلاغه به دو مقوله غم و شادی با پیبردن به استعارههای مفهومی مورد استفاده برای آنها، به دست آمد.