سلفی‌گری در تونس؛ زمینه‌های ظهور، جریان‌های اصلی و بازبینی آرای فکری و سیاسی

نویسندگان

1 استاد علوم سیاسی، دانشگاه شیراز

2 دانشیار روابط بین‌الملل، دانشگاه تهران

3 دانشیار روابط بین‌الملل، دانشگاه شیراز

4 دانش‌آموخته‌ دکتری علوم سیاسی دانشگاه شیراز

doi
10.30479/psiw.2024.19579.3287
چکیده

هدف: سلفی­گری در جهان اسلام و عرب از دهه 1990 تاکنون یکی از مهم­ترین مباحث سیاسی به ویژه در حوزه اندیشه سیاسی و سیاست و حکومت در غرب آسیا و شمال آفریقا بوده است. تعدد و برآمدن ده­ها جریان سلفی در دوره متأخر، منجر به بازبینی مکرر جریان­های سلفی به ویژه در کشورهای پیش­رو در بیداری اسلامی مانند تونس شده است. این مقاله به دنبال آن است تا زمینه های ظهور و برآمدن جریان­های سلفی در کشور تونس در بین سال­های 2011 تا 2022 را بررسی کرده و ضمن واکاوی مهم­ترین جریان­های سلفی –به جز قرائت دموکراتیک النهضه- آرا و عقاید فکری، سیاسی و زمینه­های اختلاف و انشعاب آن­ها را در مرکز توجه قرار دهد. روش: روش پژوهش توصیفی-تحلیلی و شیوه گردآوری مطالب کتابخانه­ای و اینترنتی است. یافته‌ها: یافته­های پژوهش بیانگر آن است که، نخست، چهار زمینه مشترک در پدیدار شدن و ظهور جریان­های سلفی قابل ذکر است: حذف از حوزه عمومی و سیاسی و فقدان عقلایی­سازی، مسئله ضعف دینی و مسائل امنیتی، مشکلات اجتماعی و اقتصادی. دوم، سنت سلفی در دو جریان منفعل سکوت­گرا و فعال سیاسی تداوم یافته است: سنت سکوت­گرا (خاموش، علمی یا منفعل) و سنت جهادی فعال سیاسی در جریان‌هایی چون حزب‌الرحمه (نزدیک­ترین به النهضه)، صره‌التایید (نزدیک به انصارالشریعه) و انصارالشریعه. نتیجه‌گیری: جریان سکوت­گرا عمدتاً پس از حوادث 2015 به روش سنتی خود یعنی گرایش به اسلام غیر سیاسی و تبلیغ مسائل دینی، عقیدتی و اخلاقی پرداخت. ولی جریان پرنفوذتر انصارالشریعه با حذف از حوزه عمومی قدرت پس از حوادث تروریستی متعدد و عدم توانمندی در ارائه الگوی سیاسی و فکری مورد پذیرش به دنبال بازیابی مجدد خود برای حضور و سهیم­سازی در قدرت خواهد بود، که با توجه به عدم انسجام معنایی این جریان در سطح اندیشگی و فقدان توانمندی در عقلایی­سازی سیاسی، بعید به نظر می­رسد، این هدف –حداقل در دهه‌های حاضر- محقق شود.