مطالعه تطبیقی ساختار شرفه در تذهیب مکاتب تیموری و صفوی و تأثیر آن بر شرفه‌های تذهیب گورکانی

نویسندگان

1 استادیار، گروه کتابت و نگارگری، دانشکده صنایع دستی، دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان، ایران.

2 کارشناس ارشد هنراسلامی، گروه کتابت و نگارگری، دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان، ایران.

doi
10.22059/jfava.2023.353434.667033
چکیده

تذهیب همواره در کنار کتاب­ آرایی قراردارد. در میان مکاتب مختلف تذهیب، مکتب تیموری حائز اهمیت است و حضور آن در تذهیب ­های قرآن صفویه نیز دیده می­شود. از طرفی ارتباط سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایران در عصر صفوی با هند نیز باعث رشد تذهیب­ گورکانیان در آن دوره گردید. بر همین مبنا پژوهش کیفی حاضر، به روش توصیفی-تحلیلی، با استفاده از منابع کتابخانه ­ای، به بررسی نمونه ­هایی از قرآن­ های مُذَهَب تیموری، صفوی و گورکانی می ­پردازد. هدف این مقاله، دستیابی به ساختار شرفه در تذهیب ­های قرآن در دو دوره تیموری و صفوی و تأثیر آن بر شرفه ­های تذهیب در قرآن ­های گورکانی است. پرسش اصلی مقاله نیز به این صورت است که شرفه، از لحاظ بصری، در تذهیب­ های قرآنی ادوار تیموری و صفوی چه خصایصی داشته­؟ و این ویژگی­ها بر شرفه ­های قرآنی گورکانی چه تأثیری داشته ­است؟  شرفه های تذهیب ­های قرآنی در دروه تیموری و صفوی با توازن، تعادل و نظم خاصی بودند که در تذهیب­ های قرآنی گورکانیان نیز دیده می­شود. گورکانیان اجرای شرفه را از تیموریان و صفویان الهام گرفته ­اند؛ و سلایق هنری سرزمین خود را نیز اعمال می­کردند. شرفه­ های نسبتاً شلوغ، شرفه­ های رنگی و فشرده، استفاده از فرم ­های اسلیمی و ختایی متنوع و پرکار در قرآن های­ هندی بسیار دیده می ­شود.