تحلیل جنگ جمل بر اساس الگوی کنشی گریماس (مبتنی بر دادههای نهجالبلاغه)
نویسندگان
1 دانشیار دانشگاه قرآن وحدیث
2 دانشجوی دکتری دانشگاه علوم حدیث پردیس تهران
doi
چکیده
یکی از جلوههای دوران خلافت امیرالمؤمنین علیه السلام، نبردهای آن حضرت و نحوهی تعامل ایشان با ناسازگاران آن دوران است. برخی از وقایع این نبردها نیاز به کاویدن دارد تا زوایای مختلف آن روشنتر شود. دانش «روایتشناسی» و استفاده از علوم جدید میتواند بهتفصیل و شرح این وقائع کمک کند. ازجمله نظریهپردازان این عرصه الگیرداس گریماس است که بافت روایت را به شکل گرامری و دستوری زبان نزدیک دانسته و با چشمپوشی از تفاوت محتوای داستان، آن را دارای شاکلهای کلی میداند. گریماس برای تفسیر روایت یک طرح کلی با شش کنشگر معرفی میکند تا زوایای پنهان آن را برای مخاطب روشن شود. این جستار با روش توصیفی - تحلیلی درصدد است، ارکان مختلف این الگوی ششبخشی را بر روی روایت نهجالبلاغه از نبرد جمل، پیاده نموده و دریافتی شاکلهمند از حوادث این جنگ ارائه نماید. نتایج این پیادهسازی نشان میدهد که نهجالبلاغه در هر شش بخش الگوی کنشی گریماس، عبارات قابلتوجهی را در میان گزارده است. کاوش گزارههای نهجالبلاغه نشان میدهد که کنشگر اصلی طلحه و زبیر بودهاند و کنش سایر افراد حول حرکت و رفتار آنها میچرخد.