تحلیل شخصیت مالک اشتر و عمروبن عاص در نهج البلاغه (با توجه به نظریۀ نشانه شناسی اجتماعی پی یرگیرو)

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات عرب، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی

2 استادیار گروه زبان و ادبیات عرب، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی. (نویسنده مسئول)

3 استاد گروه زبان و ادبیات عرب، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی.

4 دانشیار گروه زبان و ادبیات عرب، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی.

doi
چکیده

به دلیل اجتماعی بودن انسان، شکل­ گیری مبانی شخصیتی او در اجتماع محقق می­‌شود، که کنشگر، آنها را در قالب رفتاری و گفتاری در عرصه­‌های مختلف اجتماعی، سیاسی، دینی، فرهنگی، اخلاقی، تاریخی و اقتصادی بروز می­‌دهد و چارچوب ارتباط فرد با دیگران شکل می­‌گیرد؛ بنابراین شناخت ابعاد شخصیتی، نقش عمده­‌ای در ایجاد الگوی رفتاری و گفتاری دارد. نشانه­ شناسی اجتماعی با نگاه دوسویه به انسان و ارتباطات اجتماعی او، دانشی درخور توجه برای کدگشایی ابعاد پنهان و پیچیدۀ شخصیتی است. نهج­‌البلاغه از غنی­ترین منابعی است که به جنبه­‌های مختلف ابعاد شخصیتی نظر دارد؛ بنابراین، جستار حاضر قصد دارد با روش توصیفی _ تحلیلی، به بررسی شاخصه­‌های شخصیتیِ مثبت و منفی شخصیت «مالک­ اشتر و عمروبن عاص» در نهج­‌البلاغه با نگاهی نشانه­‌شناسانه از دیدگاه نشانه­‌شناسی اجتماعی پی­یرگیرو بپردازد. یافته­‌های پژوهش بیانگر آن است که، امام علی علیه السلام برای تبیین ابعاد شخصیتی به نشانۀ هویت و آداب معاشرت نگاهی موشکافانه داشته­ و از رمزگان­‌های اجتماعی در راستای این هدف استفاده کرده­‌اند. کمال­‌گرایی هدف مشترک در دو بُعد شخصیتی است با این تفاوت که اقدامات مالک­ اشتر در رسیدن به این هدف بر اساس هویت دینی و گرایش­‌های خداپرستی اوست، اما عمروعاص، کمال را در بدست آوردن ارزش­‌های دنیوی می­‌بیند.