اصلاح سازمانی بخش توسعه روستایی بر مبنای هوش سیاسی مروجان
نویسندگان
1
2
3
doi
10.30490/rvt.2016.59470چکیده
مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر هوش سیاسی مروجان کشاورزی در مورد اصلاح سازمانی جهاد کشاورزی در بخش توسعه روستایی صورت گرفت. جامعه آماری شامل 109 کارشناس ترویج جهاد کشاورزی استان گیلان بود که به دو گروه تقسیم شدند، گروهی که بر ضرورت اصلاح ساختار فعلی برای توسعه روستایی تأکید داشتند و گروهی که چنین ضرورتی را متصور نبودند. طی پژوهشی توصیفی زمینهیاب، ارتباط معنیدار متغیرها در پنج بُعد شامل بازی اجتماعی، پویایی قدرت، شخصیت سیاسی، مدیریت استرس، و دانش عملی با نگرش نسبت به اصلاح سازمانی بخش توسعه روستایی سنجیده شد و با روش رگرسیون لجستیک، تبیین متغیرهای متمایزکننده دو گروه پاسخدهنده صورت گرفت. نتایج نشان داد که 72 درصد پاسخدهندگان اصلاح سازمانی بخش توسعه روستایی را ضروری تشخیص میدهند و آن را در افزایش بهرهوری مدیریت روستایی مؤثر میدانند. همچنین، بر پایه دیگر نتایج پژوهش، نُه متغیر هوش سیاسی شامل همکاری سازمانی، ظاهر صادقانه مدیر، ارتباط با مقام بالادستی، آگاهی از پایگاههای قدرت، ترغیب، کنترل درونی، کانون تمرکز، باور در بهکارگیری منابع، و دانش ضمنی در پیشبینی اصلاح سازمانی بخش توسعه روستایی نقش داشتند؛ و در نهایت، افراد با درک مثبت از مدیر و واحد کاری از سازگاری فردی بهتر با تغییر در سازمان برخوردار بودند.