بررسی تطبیقی صلح از منظر کانت و آموزههای علوی
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد نهجالبلاغه، دانشگاه پیام نور
2 استادیار گروه تاریخ فرهنگ و تمدن دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
3 استادیار گروه الهیات و معارف اسلامی دانشگاه پیام نور، تهران، ایران.
doi
چکیده
وجود و عدم صلح می تواند در فرهنگ، اقتصاد، سیاست و افراد جامعه موثر و نقشی تعیین کننده داشته باشد. مسأله اصلی پژوهش بررسی دیدگاه نهج البلاغه و کانت درموضوع صلح پایدار و وجوه اشتراک و افتراق آنهاست. در نگاه نهج البلاغه صلح به درونی، فردی و اجتماعی تقسیم شده و زمینه صلح اجتماعی درصلح فردی نهفته است ومعیارهایی برای صلح وجود دارد که صلح پایدار باید متلبّس به آنها گردد و صلح بین افراد و حاکمیت ایجاب می کند تا حکومت متضمن سلامت و امنیت اجتماعی، خدمت به مردم، عدالت محوری و قانون مندی باشد. ازمنظر کانت صلح پایدار دارای ارکانی است که جنبه صرفا مادی دارند وپشتوانه آن آراء جمهور و برقراری دموکراسی است. گرچه مبانی صلح ازمنظر نهج البلاغه وکانت متفاوت است، اما در ضرورت و اهمیت صلح نظری واحد دارند. دو دیدگاه کرامت انسانی و حقوق افراد را محترم شمرده و نظم را در کنار آن ضروری و آن راعلت موجبه صلح می دانند واصل اولی را صلح و جنگ را عارضی وغیر اصیل می دانند و عدالت هدف اصلی برقراری صلح است.دو دیدگاه مطرح، از لحاظ مبانی معرفتی و هستی شناسی متفاوت هستند. صلح در نهج البلاغه مبتنی بر جهان بینی الهی و در نگاه کانت دارای نگاهی مادی است؛ صلح در نگاه اول، اصلی ثابت بوده و مقوله های زمانی ومکانی در آن اثر نمی گذارد وهدف از آن ایجاد آرامش برای افراد اجتماع است، درصورتی که در نگاه دوم، صلح مسأله ای نسبی است وهدف از آن ایجاد منفعت درسطح دولت ها است.