تبارشناسی مفهوم شاهی در نقشبرجستههای اردشیر بابکان
نویسندگان
1 دانشیار گروه پژوهش و تاریخ هنر، دانشکده هنر، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکتری پژوهش و تاریخ هنر، گروه پژوهش و تاریخ هنر، دانشکده هنر، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
doi
10.22059/jfava.2023.358305.667109چکیده
اردشیر بابکان پس از رسیدن به قدرت، برنامهای منسجم را در جهت مشروعیت بخشیدن به نظام پادشاهیاش به مرحله اجرا درآورد. از مهمترین کارهای وی در این زمینه، ایجاد نقشبرجستههای تاجستانی در نواحی گوناگون فارس بود. این شاه ساسانی در این نقشبرجستهها، سنتهای بصری پیشین را آگاهانه به کار گرفت و از بر همنهاد آنها به ترکیببندیای دست یافت که شکل نهاییاش را در دو نقشبرجسته نقشرجب و نقشرستم به دست آورد و الگویی برای دیگر نقشبرجستههای شاهان ساسانی قرار گرفت. در این ترکیببندی بدیع، دو عنصر اصلی به چشم میخورد: نخست اعطاء «حلقه» از سوی ایزد به شاه و دودیگر رویارویی «شاه» با «ایزد» و بهرهگیری از عناصر بصری مشابه در جهت نشان دادن تساوی جایگاه آنها. بنیانهای چنین عناصری ریشه در فرهنگ میان دو رود باستان دارند و با درک درست مبانی فرهنگی آنها است که میتوان درک درستی از «شاهی» در نقشبرجستههای اردشیر بابکان به دست آورد. در این مقاله با بررسی ریشههای قراردادهای تصویریای که در نقشبرجستههای تاجستانی اردشیر بابکان به کار گرفته میشوند، نشان داده میشود که برای دریافت بهتر این نقشبرجستهها، «شاهی» را باید مرتبهای هستیشناختی و نه صرفاً جایگاهی سیاسی در نظر گرفت.