به سوی بازاندیشی تفکرطراحی از دریچه قابلیت

نویسندگان

1 د انشجوی  مدیریت فناوری، گروه مدیریت فناوری و کارآفرینی، د انشکد ه مد یریت و حسابد اری، د انشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

2 د انشیارگروه مد یریت فناوری و کارآفرینی، د انشکد ه مد یریت و حسابد اری، د انشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

3 د انشیار گروه مد یریت فناوری و کارآفرینی، د انشکد ه مد یریت و حسابد اری، د انشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

4 استاد یار گروه مد یریت فناوری و کارآفرینی، د انشکد ه مد یریت و حسابد اری، د انشگاه علامه طباطبائی، تهران، ایران

doi
10.22059/jfava.2023.348439.666972
چکیده

تفکرطراحی به عنوان شیوه مستخرج از نحوه عمل طراحان، مورد اقبال سازمان­های نوآور قرار گرفته است. بااین­حال این رویکرد همواره با انتقادهایی در پیاده­سازی، پیرامون سطحی­نگری و استفاده مقطعی مواجه بوده است­. درک تقلیل­یافته از تفکرطراحی به عنوان یک شیوه فرایندی که قادر نیست تمامی ابعاد اندیشه و عمل­ طراحانه را بازگو کند از مهم­ترین عوامل این کاستی ذکر می­شود. این مطالعه نشان می­دهد جریان نوپدیدی از تحقیقات، برای غلبه بر این چالش بر بازترسیم تفکرطراحی از دریچه قابلیت کوشیده است. تشخیص این جریانِ در حال ظهور از طریق مرور نظام­مند و شناسایی جریان­های اصلی مرتبط با تاثیر تفکرطراحی بر نوآوری و نهایتا تحلیل عمیق مطالعات برگزیده در حوزه مورد بحث، انجام شد. باتوجه به جایگاه راهبردی مفهوم قابلیت در ادبیات سازمان، معتقدیم این سطح از مفهوم­سازی قادر است، خلآ موجود در پیاده­سازی تفکرطراحی در سطح طرزفکر و ذهنیت سازمان را برطرف کرده و بازتفسیر عمیق­تری را از این رویکرد به­دست دهد که نهایتا جاری­سازی راهبردی نگرش طراحانه را در سازمان امکان­پذیر می­سازد. بااین­وجود، این رویکردِ مطالعاتی با چالش­هایی پیرامون ابعاد قابلیتِ تفکرطراحی مواجه است که می­توان از طریق رجوع مجدد و مستقیم به طراحان به عنوان سرمنشاء اصلی قابلیت­های طراحانه، نسبت به رفع آن اقدام کرد.