تولید و تفسیر نشانه ‎ها در هنر تعاملی بر اساس نظریه ‎ی بودریار، مورد مطالعاتی آثار گروه تیم لب

نویسندگان

1 دانشیار گروه فلسفه، دانشکده علوم انسانی، واحد تهران شمال، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

2 دانشجو دکتری فلسفه هنر، گروه پژوهش هنر، دانشکده هنر، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران.

3 دانشیار گروه فلسفه هنر، دانشکده هنر و معماری، واحد همدان، دانشگاه آزاد اسلامی، همدان، ایران.

doi
10.22059/jfava.2023.353651.667035
چکیده

    امروزه به ‎کارگیری فن‎آوری‎ های نوین در خلق آثار هنری به گسترش رویکرد‎های تعاملی در هنر‎ دامن زده است. نگاه خاص ژان بودریار فیلسوف معاصر و از نظریه‎ پردازان پست‎مدرن به جایگاه فن‎آوری در زندگی بشر امروز‎، زمینه را برای بررسی نظرات او در هنر‎تعاملی فراهم ساخته ‎است. به اعتقاد بودریار نشانه ‎ها و رمزگان در جامعه‌ی پسامدرن بر همه‌ی شئون زندگی ازجمله هنرتسلط یافته و او به کرات نگرانی خود را از فراموش‎ شدن واقعیت جهان در بین وانموده ‎ها و نشانه‌ها بیان نموده است. هدف از پژوهش حاضر این است که با تکیه بر مفاهیم‎ کلیدی نظریات بودریار همچون وانمایی و‎ ارزش نشانه و با بررسی‎ دو نمونه ازآثار تعاملی گروه طراحان تیم لب، به این پرسش پاسخ داده شود، چگونه بازتولید نشانه‎ ها و وانمایی مد نظر بودریار در هنر‎تعاملی رخ می‎دهد؟ برای نایل‎ آمدن به این هدف، از شیوه توصیفی-‎تحلیلی و گردآوری ‎اطلاعات با استفاده از منابع‎ مکتوب و دیجیتال‎ استفاده شده‎‎‎ است. نتایج پژوهش نشان می ‎دهد حضور و‎کنش مخاطب در هنر‎تعاملی و تفاوت دیدگاه و نحوه ارتباط او با اثر، نشانه‎ های جدیدی را خلق کرده ‎که بازتولید و تکثیر‎پذیری نشانه ها در کنار عواملی همچون تعامل، تخیل و حس مخاطب، منجر به محو تمایز بین وانموده و واقعیت و خلق نشانه‎ های بی ‎ارجاع به جهان واقع می‎ گردد.