پیدایی خط افق در نقاشی با نگاه به سفال‎ نگاره ‎های سلجوقی تا نسخه ‎نگاره ‎های ایلخانی

نویسندگان

1 استادیار گروه نقاشی، دانشکده هنر، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران

doi
10.22059/jfava.2023.355943.667070
چکیده

خط افق به ‎ویژه در طبیعت ‎نمایی، همچون شیرازه ‎ای آسمان را به زمین می‎پیوندد و هرآنچه را در این فضاست، به‎ شیوه‎ای منطقی، جای‎گیر می‎ سازد. گرچه امروز، بازنمایی خط افق در نقاشی آسان می‌نماید؛ بررسی نسخه‎ نگاره ‎های پیشاتیموری، تکاپوهای هنرمندان را در رسیدن به چهارچوبی برای بازنمایی روشمندِ عناصر بصری، بدون سردرگمی در فضای آسمان‌ـ‌‌زمین بازمی‌نماید. پژوهش کنونی با کنکاش در آثار سده ‎های 5ـ8هـ می‎کوشد روند پیدایی و چهارچوب‎ های ترسیمی خط افق، نیز جنبه‎ هایی از کارآمدی آن را در نقاشی ایرانی آشکار سازد. بازخوانی نگاره‎ های ایرانی برپایۀ چهارچوب‎ های منطقی و فهم‎پذیر هندسی، چگونگی صورت‎ یابی و معناپذیری آن‎ها را دست‎یافتنی می‎سازد و این هنر را از پدیده‎ای دیگرجهانی به سپهر ادراکی بینندۀ امروز می‎آورد. پژوهش نشان می‎دهد در نخستین آثار، مرزبندی فضای آسمان و زمین صورت نمی‎ گرفته و فضای تصویر، معلق بوده است. سپس، هنرمندان کوشیده ‎اند این فضا را با ترسیم مرز آسمان(خط آسمان) و گاه مشخص نمودن حدود آبگیرها (ترازهای آبگیر) به ‎سامان آورند. بهره‎گیری از کادرهای پایین نقاشی در جایگاه تراز (کادرـ‎ترازها) و سپس پرداخت پهنۀ زمین (خط زمین) گام ‎های بعدی ایشان بود؛ تا سرانجام در نسخه‎های ایلخانی، خط افق پدیدار شد و سامان‎ یابی و گسترش ژرفناکی نقاشی ایرانی را ممکن ساخت. پژوهش به‎ شیوۀ توصیفی‎ـ‎ تحلیلی و با جستجویِ افزون‎بر 30 نمونۀ سفالینه و 300 نسخه ‎نگاره از 40 نسخه برجستۀ سده های یادشده، پیش می‎رود.