بررسی تاثیر متقابل عناصر ساختار بازار در زنجیره تامین شکر ایران

نویسندگان

1 دانشجوی کارشناسی ارشد اقتصاد کشاورزی، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه اردکان، یزد، ایران

2 استادیار، گروه اقتصاد محیط زیست و منابع طبیعی، پژوهشکده علوم محیطی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

3 استادیار، گروه اقتصاد کشاورزی، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه اردکان، یزد، ایران

4 استادیار، گروه اقتصاد کشاورزی، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه اردکان، یزد، ایران

doi
10.22054/ijer.2019.31181.536
چکیده

ساختار بازار صنعت قند و شکر در ایران به‌دلیل تولید سهم بالای محصولات توسط معدودی از بنگاه‏ها از شرایط بازار رقابتی فاصله گرفته که پیامد آن شکست بازار به‌واسطه ناکارایی حاصل از انحصار، مورد انتظار است. از این رو، این سوال پیش می‏آید که چگونه می‏توان سهم بنگاه‏هایی با تولید پایین را افزایش داد و ارتباط بین کارایی بنگاه‏ها و ساختار بازار این صنعت چگونه است. به­منظور پاسخ به این سوالات، ابتدا با استفاده از روش رتبه‏بندی کارایی متقاطع حداکثر فاصله نسبی از واحد تصمیم‏‏گیرنده مجازی آنتی‏ایده‏ال مبتنی بر روش تحلیل پوششی داده‏ها به ارزیابی کارایی این بنگاه‏ها پرداخته شد. سپس با به­کارگیری الگوهای پارامتریک، روابط بین رفتار، سودآوری، کارایی و ساختار بازار بنگاه‏های بیان شده بررسی شد. آمار و اطلاعات کارخانجات قند و شکر ایران در سال 1393 با استفاده از نرم­افزارهای GAMS و SHAZAM مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. بر پایه‌ نتایج پژوهش ،  ارتباط متقابل بین ساختار و عملکرد در صنایع حاضر در  زنجیره تامین قند و شکر ایران وجود دارد و این در حالی است که رفتار بازار شکر ایران از الگوی خاصی تبعیت نمی‏کند. تقویت سودآوری واحدهای کوچک مقیاس نسبت به واحدهای بزرگ از طریق اعمال سیاست‏های حمایتی و کاهش هزینه تامین نهاده‏ها، برندسازی، افزایش کارایی و کیفیت تولید قند و شکر به‌واسطه سرمایه‏گذاری در تحقیق و توسعه و همچنین توسعه بازار با اعمال سیاست‏های محرک صادرات و اجرای چرخه مدیریت بهره‏وری از راهکارهای افزایش سودآوری در صنعت و در نتیجه، تعدیل ساختار زنجیره تامین شکر به­ شمار می‏ رود.