آزمون الگوی روابط میان عدم استفاده اجباری (فراشناختی) اطلاعات و عدم تحمل بلاتکلیفی
نویسندگان
1 دانشگاه بیرجند
2 دانشگاه فردوسی مشهد
3 دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.22067/riis.v5i1.19026چکیده
هدف: هدف اصلی این پژوهش بررسی و آزمون الگوی روابط میان عدم استفاده اجباری از اطلاعات و مقولههای فرعی آن با عدم تحمل بلاتکلیفی و مقولههای فرعی آن، با رویکردی شناختی است. روش: این پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی (با استفاده از تحلیل معادلات ساختاری) است. نوع کار تحقیقاتی، کاربردی است و گردآوری دادهها به روش پیمایشی (در نمونهای به حجم 214 نفر از دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه فردوسی مشهد) انجام شده است. یافتهها: نتایج نشان داد حوزه تحصیلی، مقطع تحصیلی، و جنسیت آزمودنیها تأثیری بر میزان متغیرها نداشتند. فرضیه پژوهش در مورد ارتباط متغیرها و شاخصهای آنها با هم و نقش عوامل شناختی در عدم استفاده اجباری از اطلاعات، همسو با مبانی و پیشینه نظری، تأیید شد. بر پایه یافته پژوهش میزان عدم تحمل بلاتکلیفی و شاخصهای این متغیر نزد آزمودنیها بیش از حد متوسط بود. همچنین این پژوهش دو دسته کلی «روانشناختی» و «اطلاعاتی و دانشی» را در بین عوامل شناختی عدم استفاده اجباری از اطلاعات (که البته همگی از نوع فراشناخت هستند) قابل تفکیک دانست. در پایان گزارش کاربردهای این مطالعه و پیشنهادهایی برای پژوهشهای آتی برشمرده شده است. این مقاله از چند جهت میتواند اصیل و نو باشد. اول موضوع آن که در ایران اولین مطالعه و در سطح بینالمللی دومین مطالعهای است که به عدم استفاده از اطلاعات بهعنوان موضوعی مستقل از استفاده از اطلاعات پرداخته است. رویکرد شناختی به این موضوع نیز کاملاً اصیل در سطح ملی و بینالمللی است. روش مورد استفاده در تجزیهوتحلیل دادهها (مدل معادلات ساختاری) در حوزه علم اطلاعات و دانش شناسی کمتر مورد استفاده قرار گرفته است.