جایگاه فرهنگ سیاسی در تحولات افغانستان (از سقوط طالبان تا قدرت یافتن مجدد آن‌ها)

نویسندگان

1 کارشناس ارشد رشته جامعه شناسی دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران

2 استادیار گروه علوم اجتماعی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران

3 دانشیار گروه علوم اجتماعی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران

doi
10.30479/psiw.2024.18575.3218
چکیده

هدف: بدیهی است که رفتار سیاسی یک ملت برخاسته از فرهنگ سیاسی آن جامعه است که سرنوشت آنها را رقم خواهد زد و وضعیت فعلی آن‌ها نیز نشان از فرهنگ سیاسی‌ای است که در نسل‌های گذشته نهادینه شده است. این پژوهش با هدف بررسی جایگاه فرهنگ سیاسی در تحولات افغانستان از سقوط طالبان تا حاکمیت مجدد آن‌ها انجام شده است. روش: داده‌های این پژوهش بوسیله مصاحبه نیمه ساختاریافته با 35 نفر از افرادی با ملیت افغانستانی انجام شده است. مصاحبه‌ها به روش گرندد تئوری، کدگذاری، و سپس مضمون‌های آن‌ها استخراج و تحلیل شده است. یافته‌ها: طبق یافته‌های این پژوهش، بستری که در فراخور یک فرهنگ سیاسی قومی که در تمامی سطوح جامعه افغانستان شکل گرفته در کنار عللی چون عملکرد ضعیف و فاسد دولت و مداخله عواملی ناشی از عملکرد منفی نهادهای سیاسی باعث شد تا راهبرد ملت افغانستان در واکنش به این شرایط، ابراز احساس تنفر و سرشکستگی نسبت به دولت و قطع امید و مأیوسی نسبت به آن باشد. پیامد این فرایند نیز این بود که افغانستان بدلیل نداشتن بستر اجتماعی لازم و ضعف ساختاری هنوز راه درازی برای رسیدن به دموکراسی در پیش دارد. ماحصل این رویه‌ نادرست نیز مهیا شدن شرایط لازم برای حاکمیت مجدد طالبان بود. نتیجه‌گیری: علیرغم تسلط دوباره طالبان بر افغانستان بعد از وقایع بسیاری که در این کشور بعد از سقوط آن‌ها در سال 2001 اتفاق افتاد، اما بدیهی است که افغانستان غنی و عظیم با چالش‌های بسیار زیادی تحت حاکمیت طالبان مواجه خواهد شد که نیاز آنها را به تخصص‌گرایی، مبادله و سازش با دنیا و همچنین نگاه برابر به اقوام و مذاهب بیش از پیش نمایان خواهد ساخت.