منافع نظامی-امنیتی و تقابل راهبردهای آمریکا-ایران در غرب آسیا

نویسندگان

1 استاد روابط بین الملل، گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران

2 گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه مازندران، بابلسر، ایران

doi
10.30479/psiw.2024.19619.3291
چکیده

هدف: غرب آسیا به دلیل اهمیّت راهبردی آن، موجب مداخلات متکثر قدرت­های فرامنطقه­ای به‌ویژه ایالات متحده آمریکا شده است. جمهوری اسلامی ایران با سیاست تغییر وضع موجود و اتخاذ سیاست همراه ­سازی با متحدان راهبردی خود در تقابل با سیاست توسعه­ طلبانه آمریکا قرار گرفته است. این مقاله در پاسخ به این سؤال تنظیم شده است که منافع نظامی-امنیتی تا چه میزان در تقابل راهبردهای­ آمریکا-ایران در غرب آسیا تأثیرگذار بوده است. روش‌شناسی: این پژوهش به روش تبیینی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه­ای و اینترنتی و با بهره‌گیری از نظریه رئالیسم، تدوین شده است. یافته‌ها: تا سال 1979، ایران به عنوان متحد راهبردی آمریکا در منطقه عمل می­کرد، پس از انقلاب اسلامی به اصلی‌ترین کنشگر تغییر وضع موجود با طرح جدید حکمرانی در تقابل با منافع یکجانبه­ گرایانه آمریکا قرار گرفت. آمریکا برای حفظ برتری، ثبات بازار نفت و تعهد به متحدان راهبردی منطقه، امنیت در این بخش از جهان را بی‌ثبات ساخت و با بحران‌­آفرینی هزینه‌های زیادی باهدف مهار ایران و محور مقاومت، اختصاص داده است. نتیجه‌گیری: غرب آسیا به دلیل موقعیت راهبردی برای ارتقای منافع آمریکا از جمله حفاظت از رژیم صهیونیستی و جریان آزاد نفت، حائز اهمیت است. قرارگیری ایران در چهارراه مواصلاتی جهان به مثابه موتور محرکه در تقابل با منافع آمریکا و متحدین آن نقش­آفرینی می­کند. به همین دلیل، آمریکا تلاش زیادی در برنامه‌های تدوینی کلان امنیتی به توسعه پایگاه نظامی، تاکید بر حفاظت از منافع نظامی-امنیتی خود و شرکا، سیاست ایران‌هراسی، مهار ایران، استقرار سامانه‌های تهاجمی، ایجاد جنگ فرقه‌ای و نیابتی پرداخته است.