نقد مبانی نظریه «عقلانیت و معنویت» از منظر نهج‌البلاغه

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه ادیان و مذاهب.

2 فارغ‌التحصیل دکتری نهج‌البلاغه از دانشگاه قرآن و حدیث قم.

3 استادیار دانشگاه قرآن و حدیث

doi
چکیده

نظریه «عقلانیت و معنویت» همراه با تأکید بر هماهنگی با واقعیت‌های اجتناب ناپذیرِ دنیا‌ی مدرن، کارآیی دین سنتی را جهت آرامش و کاهش آلام، نفی می­کند؛ ولی به لحاظ باورمندی به این که انسان نمی‌تواند بدون معنویت، زندگی مطلوبی داشته باشد «عقلانیت و معنویت» را جایگزین دینِ سنتی قرار داده‌است. در این بین با توجه به معنویت عمیق نهج‌البلاغه در برابر این سؤال که مبانی نظریه تا چه میزان با معنویتِ در نهج‌البلاغه سازگار است؟ پاسخ آن با استفاده از روش تحلیلی ـ استنباطی با تأمل در گزاره های نهج‌البلاغه و جستجوی الفاظ مرتبط بررسی و ارزیابی شد. نتایجی که از تحلیل مبانیِ «معرفت شناختی»، «هستی شناختی» و «ارزش شناختیِ» نظریه به دست آمد اینکه "عقلانیت و معنویت" با صرف نظر از ابهام و تضاد بعضی گزاره ها که فهم برخی مبانی خود را دچار ابهام کرده اگرچه دارای نقاط مشترکی با معنویت در نهج‌البلاغه است؛ اما به جهت قائل بودن به ناتوانی عقل نظری در شناخت مابعدالطبیعه مانند خداوند و تعلیق ایمان آوری به عقل عملی در رسیدن به طراز معنویت نهج‌البلاغه و دست‌یابی حداکثری به هدف خود ـ کسب آرامش و کاهش آلام ـ قاصر مانده است.