تأثیر تمرین هوازی، ویتامینC و ترکیب آن‌ها بر مقاومت انسولینی و سرامید در مردان مبتلا به نشانگان سوخت‌وسازی

نویسندگان

1 گروه فیزیولوژی ورزشی ، دانشکده علوم ورزشی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران

2 گروه فیزیولوژی ورزشی ، دانشکده علوم ورزشی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران

3 گروه فیزیولوژی ورزشی ، دانشکده علوم ورزشی، دانشگاه شهید چمران اهواز، اهواز، ایران

4 گروه مهندسی مکانیک ، دانشگاه شهید چمران اهواز-پردیس صنعتی شهدای هویزه، دشت آزادگان ، ایران

doi
10.48308/joeppa.2025.240165.1368
چکیده

زمینه و هدف: نشانگان سوخت‌وسازی یکی از چالش‌های عمدۀ سلامت همگانی در سدۀ بیست‌ویکم است که با مجموعه‌ای از عوامل خطر شامل چاقی شکمی، فشار خون بالا، هیپرگلیسمی، اختلالات لیپیدی (افزایش تری‌گلیسیرید، کاهش HDL)، و مقاومت به انسولین همراه است. به‌تازگی یافته‌ها نقش مولکول‌های زیستی مانند سرامیدها را در ایجاد مقاومت به انسولین و دیس‌ریگولاسیون سوخت‌وسازی مورد توجه قرار داده‌اند. سرامیدها، که جزء لیپیدهای اسفنگولیپیدی هستند، در تنظیم مسیرهای پیام‌رسانی انسولین، التهاب و آپوپتوز نقش مهمی ایفا می‌کنند. در همین زمینه راهبردهای غیردارویی مانند تمرین هوازی منظم و مکمل‌یاری با ضداکساینده‌ها به‌ویژه ویتامین C به‌عنوان راهکارهایی برای بهبود اختلالات سوخت‌وسازی پیشنهاد شده‌اند. هدف از این پژوهش، بررسی تأثیرات جداگانه و ترکیبی تمرین هوازی و دریافت ویتامینC  بر مقاومت به انسولین، نیمرخ لیپیدی و سطح سرامید سرمی در مردان مبتلا به نشانگان سوخت‌وسازی بود.مواد و روش‌ها: در این پژوهش نیمه‌تجربی، ۴۰ مرد مبتلا به نشانگان سوخت‌وسازی به‌صورت تصادفی به چهار گروه ۱۰ نفره شامل گروه تمرین هوازی، گروه دریافت مکمل ویتامین C، گروه ترکیبی (تمرین هوازی همراه با دریافت مکمل) و گروه کنترل تقسیم شدند. برنامۀ تمرینی شامل دویدن با شدت ۵۰ تا ۷۰ درصد ضربان قلب ذخیره در سه جلسۀ غیرمتوالی در هفته به مدت هشت هفته بود. مکمل ویتامین C نیز روزانه به میزان دو عدد قرص ۵۰۰ میلی‌گرمی دریافت شد. نمونه‌های خونی ۲۴ ساعت پیش و ۴۸ ساعت پس از پایان مداخله در حالت ناشتا گرفته شد. داده‌ها با آزمون تی وابسته و تحلیل کوواریانس بررسی شدند.نتایج: نتایج نشان داد که پس از هشت هفته مداخله، کاهش معناداری در نشانگرHOMA-IR  در سه گروه تمرین هوازی (001/0)، ویتامینC  ( 001/0) و گروه ترکیبی (0001/0) نسبت به گروه کنترل دیده شد. بیشترین کاهش در گروه ترکیبی ثبت شد که از دید آماری نیز تفاوت معناداری با سایر گروه‌ها داشت (0001/0P<). در نشانگرهای لیپیدی نیز بهبود معناداری دیده شد؛ سطوح تری‌گلیسیرید در سه گروه تمرین هوازی (008/0)، ویتامینC  (007/0) و گروه ترکیبی (0001/0) نسبت به گروه کنترل کاهش معناداری داشت؛ مقدار LDL در سه گروه تمرین هوازی (002/0)، ویتامینC  (014/0) و گروه ترکیبی (0001/0) نسبت به گروه کنترل کاهش معناداری داشت؛ مقدار کلسترول تام در سه گروه تمرین هوازی (023/0)، ویتامینC  (001/0) و گروه ترکیبی (0001/0) نسبت به گروه کنترل کاهش معناداری یافت؛ مقدارHDL  در سه گروه تمرین هوازی (031/0)، ویتامینC  (001/0) و گروه ترکیبی (0001/0) نسبت به گروه کنترل افزایش معناداری نشان داد (به‌ویژه در گروه ترکیبی). همچنین سطح سرامید سرمی در گروه تمرین هوازی (024/0)، ترکیبی (0001/0) و گروه ویتامین C (002/0) نسبت به گروه کنترل به‌طور معناداری کاهش یافت، درحالی‌که در گروه ویتامینC  نسبت به گروه تمرین هوازی (999/0) تغییر چشمگیری دیده نشد. تأثیر تمرین هوازی به‌تنهایی نیز معنادار بود، اما تأثیر ترکیبی تمرین و ویتامین C، بیشترین بهبود را در همۀ نشانگرها نشان داد. نتیجه‌گیری: یافته‌ها نشان داد که هر دو مداخلۀ تمرین هوازی و دریافت ویتامین C به‌طور جداگانه در بهبود نشانگرهای سوخت‌وسازی مؤثرند، اما استفادۀ همزمان از آن‌ها به‌دلیل معناداری آماری ناشی از آزمون تحلیل کوواریانس (ANCOVA)  با کنترل پیش‌آزمون، اثر هم‌افزایی دارد و به بهبود چشمگیرتری در مقاومت به انسولین، نیمرخ لیپیدی و کاهش سطح سرامید سرمی منجر می‌شود. این یافته‌ها بیانگر توانایی بالای این مداخلات غیرتهاجمی و کم‌هزینه در مهار و درمان نشانگان سوخت‌وسازی و پیشگیری از عوارض قلبی-عروقی وابسته با آن است.