"بررسی متالپسیس در نگارههای مکتب اصفهان با تکیه بر الگوی کارین کوکونن" (مورد پژوهی آثار منتخب رضا عباسی)
نویسندگان
1 دکتری پژوهش هنر، گروه مطالعات عالی هنر، دانشکده هنرهای تجسمی، دانشکدگان هنرهای زیبا، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 کارشناسی ارشد سینما، گروه هنرهای نمایشی، مؤسسه آموزش عالی کمالالملک، نوشهر، ایران.
doi
10.22059/jfava.2022.344156.666922چکیده
مکتب اصفهان از مکاتب سرآمد نگارگری در دورهی صفویه است. این نگارهها نقشبند روایتهای فراوانی اعم از ادبی، عرفانی، تاریخی و غیره هستند. متالپسیس یا تداخل روایی به عنوان نوع خاصی از روایت، موجب تخطی میان سطوح روایی میشود. این وِیژگی در بسیاری از آثار هنری از جمله نگارهها قابل بررسی است. برخی از نگارههای مکتب اصفهان با ترسیم سطوح روایی، تخطیهای آشکاری را از مرزهای ایجادشده به نمایش میگذارند. در این نگارهها سطوح روایی مرزبندی میشوند و جهانهای داستانی در عین جدایی از طریق قابها، در هم تنیده میشوند. این مقاله با هدفی بنیادین انجام شده و مسئله آن مکاشفه ویژگیهای متالپسیس در نگارههای دوره صفوی است. روش پژوهش کیفی با رویکردی تحلیلی و براساس جمع آوری اطلاعات از منابع کتابخانهای و آرشیوهای دیداری است. از این روی سه نگاره از رضا عباسی با نامهای «کشتن رستم پیل سفیر را»، «جنگ تهمورث و دیوان» و «گلگشت» بر مبنای انتخاب هدفمند از موارد مطلوب گزینش و برپایه چارچوب نظری ارائه شده مورد بررسی و مداقه قرار گرفته است. نتیجه حاصله نشان از آن دارد که نگارههای انتخابی از مکتب اصفهان با بهرهگیری از فن میزانآبیم سه سطح روایی ایجاد میکنند و دارای متالپسیسهای بلاغی و هستیشناسانه در جهات مختلف میباشند.