مطالعه تطبیقی تصوف در دو نگاره از صوفیان اثر بهزاد و سلطان محمد

نویسندگان

1 دانشیار گروه نقاشی، دانشکده هنر، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران

2 کارشناس ارشد نقاشی، گروه نقاشی، دانشکده هنر، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران.

doi
10.22059/jfava.2022.327573.666756
چکیده

هنرنگارگری ایرانی ریشه­ در اعتقادات دینی­ومذهبی دارد و بسیار تحت تأثیر عرفان قرارگرفته­است. نقش­کردن اعمال صوفیان یکی ازمشترکات نقاشی­های دوهنرمند، بهزاد(نگارگر مکتب هرات)و سلطان محمد(نگارگر مکتب صفوی) می­باشد. شباهت این دونگاره از هنرمندان در ترسیم صوفیان این گمان را تقویت می­کند که سلطان محمد نگاره سماع درویشانِ بهزاد را ازنظر گذرانده و با دیدگاه خود نگاره متفاوتی را ترسیم کرده­است. هدف این پژوهش مقایسه­ی تطبیقی آثار این دوهنرمند با نگاه به صوفی­گری درنگارگری ایرانی می­باشد. سوال پژوهش این است که چه تحولات تجسمی در نگاره صوفیان با فاصله اندک زمانی دیده­می­شود؟ و چه شباهت و تفاوت­هایی تجسمی بین این دونگاره وجود دارد؟ این پژوهش بنیادین بوده و به روش تطبیقی، باماهیت تاریخی و به صورت کیفی انجام شده­است. روش جمع­آوری اطلاعات بااستفاده ازمنابع کتابخانه­ای صورت­گرفته و درج تصاویر به روش اسکن وبارگیری ازنسخه­های اینترنتی می­باشد. جامعه­آماری این پژوهش دو­نگاره از صوفیان می­باشد که بهزاد در سماع درویشان و سلطان محمد در مستی لاهوتی و ناسوتی به تصویر کشیده­اندو این آثار و ویژگی­های بصری آنها مورد تطبیق قرارمی­گیرد. نتایج این پژوهش نشان می­دهد سلطان­محمد درترسیم صوفیان به نگاره­ی بهزاد وفاداربوده­ ولی با توجه به درآمیزی تصوف و سیاست درروزگار صفوی و فاصله­گرفتن صوفیان ازعالم عرفان، جنبه طنزی به اثر اضافه شده­است.