خوانش بینامتنی تداوم نقوش ساسانی در بافته های بیزانس و مصر در دوران پساساسانی(7-10م.)

نویسندگان

1 دانشیار گروه طراحی پارچه و لباس، دانشکده هنر، دانشگاه الزهرا (س،) تهران، ایران.

2 استادیار گروه پژوهش و تاریخ هنر، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.

3 کارشناس ارشد طراحی پارچه و لباس، گروه طراحی پارچه و لباس، دانشکده هنر، دانشگاه الزهرا (س،) تهران، ایران.

doi
10.22059/jfava.2022.314313.666633
چکیده

نقوش دوره ساسانی (۲۲۴ تا ۶۵۱ م.) تا قرن­ها پس از فروپاشی این سلسله، در منسوجات بسیاری از نقاط جهان مورد پذیرش بوده و تکرار می­شده­است. اما علیرغم این تقلید وسیع و شباهت بسیار میان این نقوش و نقوش ساسانی، در منسوجات مناطق مختلف خصایصی وجود دارد که موجب شناسایی و تفکیک آنها از یکدیگر شده و امروزه موجب تمایز و تشخیص این منسوجات به اصطلاح پساساسانی می­شود. مقاله حاضر قصد دارد با بررسی نقوش ساسانی و نحوه گسترش آنها در منسوجات مصر و بیزانس در دوران پساساسانی (10-7 م.)، عوامل مؤثر در پذیرش این نقوش و تفاوت­های میان نقوش منسوجات مناطق گوناگون در زمان تقلید از برخی نقوش مشابه ساسانی را بازیابد. پژوهش با روش تطبیقی­- تاریخی و با استفاده از رویکرد بینامتنیت و در نظر گرفتن نقوش ساسانی و منسوجات مصر و بیزانس به مثابه متن، ساختار نقوش و همچنین نحوه تکثیر و بازآفرینی آنها در دو منطقه مختلف مورد بررسی قرار داده است. نتایج نشانگر آن است که تمدن­ های گوناگون  که مناطق مختلف با توجه به دانش قبلی و پیش­ متن­ های خود تفسیر متفاوتی از یک نقش مشابه ارائه می­دهند و در فرآیند بازتولید آن نقش، متن جدیدی با توجه به شاخصه­ها و مفاهیم برگرفته از هویت منطقه­ای پدید می آید که شباهت خود را با نمونه اولیه حفظ کرده ­است.