بررسی نقش فعالیتبدنی در طول عمر بر سلامت مغز افراد مبتلا به مالتیپلاسکلروزیس: شواهد برگرفته از تصویربرداری تشدید مغناطیسی و دیفیوژن
نویسندگان
1 دانشکدۀ علوم انسانی، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 مرکز تحقیقات مالتیپلاسکلروزیس، دانشگاه علوم پزشکی تهران، تهران، ایران
3 مرکز تحقیقات مالتیپلاسکلروزیس، دانشگاه علوم پزشکی تهران، تهران، ایران
4 1. گروه آموزش تربیت بدنی،دانشگاه فرهنگیان، صندوق پستی 889-14665 تهران، ایران
5 گروه حرکت شناسی و تغذیه، دانشگاه ایلینویز، شیکاگو، ایلینویز، ایالات متحده آمریکا
doi
10.48308/joeppa.2025.239108.1344چکیده
زمینه و هدف: سبک زندگی یکی از مهمترین عوامل موثر بر سلامت انسان است. فعالیت بدنی در طول عمر می تواند یکی از مهمترین مولفه های سبک زندگی باشد که برای سلامت مغز افراد مبتلا به مالتیپلاسکلروزیس (اماس) سودمند است. هدف از مطالعه حاضر بررسی نقش و ارتباط فعالیت بدنی فعلی و در طول عمر افراد مبتلا به اماس با حجم و نشانگرهای زوال آکسون و میلین در هیپوکامپ، تالاموس، کورپوسکالوزوم و آمیگدال است.مواد و روشها: در این مطالعه 60 فرد مبتلا به اماس (66% زن، 77% اماس عودکننده-بهبودیابنده) با میانگین سن 3/9±3/37 سال و شاخص ناتوانی 1/1±2/2 شرکت کردند. حجم کلی مغز و نواحی مورد نظر بوسیله تصویربرداری تشدید مغناطیس (MRI) و پارامترهای نشانگر زوال میلین و آکسون بوسیله تصویربرداری تنسور دیفیوژن (DTI) ارزیابی شد. در تصویربرداری DTI، ناهمسانگردی کسری (FA، شاخصی از زوال آکسون ها) و متوسط نفوذ (MD، شاخصی از زوال میلین) ارزیابی شد. فعالیتبدنی فعلی و در طولعمر بهترتیب با استفاده از شتابسنج و نسخه اقتباسشده پرسشنامه سابقه فعالیت اندازهگیری شد. همچنین، از آزمون همبستگی پیرسون و ضرایب همبستگی جزئی جهت تخمین ارتباط بین پارامترهای فعالیتبدنی و نشانگرهای MRI و DTI استفاده شد. نتایج: حجم مغز، هیپوکامپ و کورپوسکالوزوم در شرکتکنندگانی که بیش از 4 ساعت در هفته فعالیتبدنی داشتند (شرکت کنندگانفعال) بطور معناداری بیشتر از سایر شرکتکنندگان بود (05/0 > p). همچنین، پارامتر FA در هیپوکامپ و کورپوسکالوزوم شرکت کنندگان فعال بطورمعناداری بیشتر بود (05/0 > p) درحالی که پارامتر MD فقط در ناحیه کورپوسکالوزوم در شرکتکنندگان بیتحرک بطور معنادار بیشتر بود (05/0 > p). ارتباط مثبت معناداری بین کل انرژی مصرفی در طول عمر و حجم کلی مغز (29/0 = r)، تالاموس (37/0 = r)، هیپوکامپ(73/0 = r) و کورپوسکالوزوم (69/0 = r) وجود داشت (05/0 > p). کل انرژی مصرفی بالاتر در طولعمر با بهبود نشانگرهای زوال میلین و آکسون در هیپوکامپ و کوروپوسکالوزوم همراه بود (05/0 > p). فعالیتبدنی متوسط تا شدید کنونی شرکتکنندگان ارتباط مثبت و معناداری با حجم تالاموس (37/0 = r)، هیپوکامپ (39/0 = r)، کورپوسکالوزوم (45/0 = r) و نشانگر زوال آکسون در کورپوسکالوزوم (75/0 = r) داشت (05/0 > p). نتیجهگیری: مطالعه حاضر شواهد نوینی برای ارتباط مثبت بین فعالیتبدنی با حجم مغز و جلوگیری از زوال میلین و آکسون در افراد مبتلا به اماس ارائه میکند. یافتههای حاضر از انجام فعالیتبدنی بیش از 4 ساعت در هفته با شدت های متنوع، بهویژه شدت متوسط تا شدید، جهت بهبود سلامت مغز افراد مبتلا به اماس به عنوان یک درمان اصلاح کننده بیماری حمایت میکند.