تبیین قواعد تصویرگری اسب در سه شاهنامه‌ی تیموری با تکیه بر متون اسب‌شناسی

نویسندگان

1 کارشناس ارشد پژوهش هنر، گروه پژوهش هنر، دانشکده علوم نظری و مطالعات عالی هنر، دانشگاه هنر، تهران، ایران.

2 استادیار گروه مطالعات موزه، دانشکده حفاظت و مرمت، دانشگاه هنر، تهران، ایران.

doi
10.22059/jfava.2022.327329.666750
چکیده

اسب با همان حضور پررنگی که در زیست گذشتگان -خصوصاً پادشاهان- داشته به تصاویر کتاب ها راه پیدا کرده است، از این رو او یکی از مهم­ترین ابژه­ های تصویری در خلق نگاره­ ها قلمداد می ­شود. با توجه به این موضوع و نگاه به ارزش حیوانی که نه تنها نماینده ­ی قدرت و عظمت یک لشکر بوده است بلکه نقش یگانه ­ای در خودنمایی­ های شاهانه ایفا می­ کرده باید پرسید مصوران او را چگونه به تصویر کشیده ­اند؟ آن­ها که خود در بستر جامعه­ ی درباری می ­زیسته و یحتمل صاحب اسبی بوده تا چه اندازه در تصویرگری این حیوان به کیفیاتی ­وفادار بوده­­ که بر اسب خوب و زیبا دلالت داشته است؟ آیا این کیفیات که مستخرج از متون اسب­ شناسی از جمله فَرَس­نامه­ ها و دیگر کتاب­های نوشته شده در باب خیول و اسبان است با معیارهای مصوران در تصویرگری اسب هم­پوشانی دارد یا به کل متفاوت از یکدیگر هستند؟ برای پاسخ به این سوال­ها تنها سه شاهنامه­ ی مصور عصر تیموری به روش توصیفی-تحلیلی مطالعه شده ­اند. دو نتیجه از این پژوهش حاصل می­شود، نخست اینکه بازنمود اسب در این سه دست ­نوشته ­ی مصور خارج از چارچوب طبیعت نبوده است. دوم آنکه مصوران شاهنامه­ ی بایسنغری تلاشی ستودنی در جهت تصویرگری اسب نیک داشته ­اند­ و معیارهای ایشان بسیار به گفته­ های اسب­شناسان نزدیک است.