تغییر پارادایم هنر ملی به هنر تراملی: مطالعه تحولات هنر در امارات متحده عربی و قطر

نویسندگان

1 کارشناس ارشد پژوهش هنر، گروه پژوهش هنر ، دانشکده علوم نظری و مطالعات عالی هنر، دانشگاه هنر، تهران، ایران.

2 دانشیار گروه پژوهش هنر، دانشکده علوم نظری و مطالعات عالی هنر، دانشگاه هنر، تهران، ایران.

doi
10.22059/jfava.2022.338543.666867
چکیده

هنر معاصر تلاش دارد از روایت هنر ملی فراتر رود و مبتنی بر تجربه ­های چندفرهنگی باشد. همانطور که قطر و امارات متحده عربی با تاکید بر سیاست­ های چندملیتی تلاش میکنند هنر معاصر منطقه را نمایندگی کنند. چندفرهنگی بودن این کشورها به دلیل انباشت نیروی کار خارجی و بین ­المللی است. اکنون بیش از 80 درصد جمعیت آنها را نیروی کار خارجی تشکیل می ­دهند؛ لذا ترجیح می­‌دهند سیاست­ های چند فرهنگی و هنر فراملی را دنبال کنند. در این مقاله به سیاست­ های هنری این کشورها می ­پردازیم و این پرسش را دنبال می‌کنیم که تا چه حد توانسته ­اند در تحقق سیاست ­های تراملی و جریان ­سازی هنر در منطقه موفق شوند؟ روش مقاله حاضر «تحلیل روند» است که طی آن با تحلیل مجموعه ­ای از رویدادها (مانند تاسیس موزه‌ها و نمایشگاه ­های هنری) و آثار هنری (مرور تجربه ­های هنرمندان)، روند تغییر پارادایم هنر ملی به هنر فراملی مطالعه شد. نتایج نشان داد که سه ویژگی برای هنر در پاردایم تراملی می­توان برشمرد: 1. خلق جریان جدیدی از هنر اسلامی معاصر به مثابه تجربه ­ای چند فرهنگی. 2. خلق آثار هنری دیجیتال و تکنولوژی­ محور، 3. خلق آثار هنر زیست ­محیطی همچون فصل ­مشترک فرهنگ­ ها و ملیت­ ها. این تجربه­ های هنری مورد حمایت سیاست­های فرهنگی کشورهای منطقه به ویژه قطر و امارات است.