نظریه نگهبان اساس؛ از رهگذر انتقادات کارل اشمیت بر لیبرالیسم، دموکراسی و پارلمانگرایی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری حقوق عمومی دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران، قم، ایران
2 دانشیار گروه حقوق عمومی دانشکدگان فارابی دانشگاه تهران، قم، ایران
doi
10.22054/qjpl.2024.79892.2999چکیده
اشمیت به شدت با رویکرد لیبرال به پاسداری از قانون اساسی مخالف بود، رویکردی که او آن را عاری از محتوای سیاسی واقعی و بیش از حد وابسته به اصول حقوقی انتزاعی میدانست. او در عوض، از نقشی قاطعتر و با بار سیاسی بیشتر برای رئیس دولت طرفداری میکرد و استدلال مینمود که تنها چنین فردی میتواند بهطور مؤثر از قانون اساسی در زمان بحران محافظت کند. او مفهوم لیبرال از دولت بیطرف و عینی را به چالش میکشد و ادعا میکند که چنین دولتی ذاتاً از اتخاذ تصمیمات سیاسی حیاتی برای پاسداری از قانون اساسی ناتوان است. او همچنین از دموکراسی لیبرال انتقاد میکند و استدلال میکند که این نوع دموکراسی منجر به فضایی سیاسی تکهتکهشده و غیرقاطع میشود و آن را در حفظ وحدت و انسجام دولت ناکارآمد میسازد. اشمیت استدلال میکند که قانون اساسی بهعنوان تجسم هویت دولت، صرفا با سازوکارهای حقوقی قابل محافظت نیست، بلکه نیازمند اراده سیاسی قوی و قاطع است؛ ارادهای که بتواند در مواجهه با عدم قطعیت و بحران عمل کند. این مقاله با رویکردی تحلیل محتوا به نقدهای کارل شمیت، نظریهپرداز برجسته حقوقِ آلمان، بر لیبرالیسم، دموکراسی و پارلمانگرایی در رابطه با پیامدهای آنها بر حفاظت از قانون اساسی میپردازد.