اثرپذیری عهدنامه مالک اشتر از بافت فرهنگی مصر با رویکرد "تحلیل گفتمان فرکلاف

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری علوم قرآن و حدیث دانشگاه علامه طباطبائی

2 . استادیار علوم قرآن و حدیث، گروه الهیات و معارف اسلامی،دانشکده علوم انسانی حضرت نرجس(س)دانشگاه ولیعصر(عج)رفسنجان(نویسنده مسئول)،رفسنجان ایران،

3 دانشیار گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه علامه طباطبائی

doi
چکیده

امیرمؤمنان علی علیه السلام به‌مثابه یک حاکم سخن‌دان در هنگام نوشتن عهدنامه مالک اشتر به ترتیبی منطقی و عاقلانه به تقنین و تنظیم این فرمان همت گماشتند. از دیگر سو امیرمؤمنان علی علیه السلام هم به سابقه تمدنی و فرهیختگی مصر، هنگام تنظیم و تدوین عهدنامه توجه داشته و  اوضاع، مقتضیات و ضروریات جامعه مصر را در تدوین عهدنامه لحاظ کرده‌اند. امام علیه السلام با لحاظ این ویژگی، مالک‌اشتر را به آن دیار رهسپار کردند. در این پژوهش با تأکید بر همین گزاره و با روش توصیفی –تحلیلی و رویکرد تحلیل گفتمان فرکلاف مشخص شد امیرمؤمنان علیه السلام با توجه‌ به معضلات موجود جوامع اسلامی به­ خصوص سرزمین مصر، منشور حکومتی را در نهایت فصاحت و بلاغت نگاشتند. از رهگذر شناخت ابعاد زبانی و ادبی عهدنامه مالک اشتر می‌توان به ایدئولوژی حاکم بر عهدنامه دست پیدا کرد. در این مسیر گزاره متناسب با شرایط جامعه مصر در عهد نامه قابل شناسایی است؛ همچنین ایدئولوژی دینی در عهد نامه مالک اشتر از فراوانی و تکرار قابل ملاحظه‌ای برخوردار است. آنچه در شکل‌گیری ایدئولوژی و زیربنای معرفتی- فکری عهدنامه نقش اساسی داشته، بوم‌شناسی و شناخت جامع امام علی علیه السلام از مردم مصر و به‌عبارت دیگر شناخت بافت اجتماعی مصر بوده که با توجه به معضلات جامعه مصر، همواره انگاره دینی خویش در شرایط مختلف برای حکومت‌داری اسلامی به‌کار گیرند. با وجود این عهدنامه در عین­حال که تاریخ‌مند است، برای دیگران و اعصار و امصار هم قابل استفاده است.