تأثیر هشت هفته تمرین یوگا بر سطوح سرمی اینترلوکین 6، اینترلوکین 10، فاکتور نکروز توموری آلفا و ترکیب بدن در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس

نویسندگان

1 گروه علوم ورزشی، دانشکدة علوم انسانی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران

2 گروه علوم ورزشی، دانشکدة علوم انسانی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران

3 گروه علوم ورزشی، دانشکدة علوم انسانی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران

4 گروه علوم ورزشی، دانشکدة علوم انسانی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران

doi
10.48308/joeppa.2024.235240.1233
چکیده

زمینه و هدف: مولتیپل اسکلروزیس شایع‌ترین بیماری دمیلینه‌کنندة التهابی خودایمنی سیستم عصبی مرکزی است که بر آکسون‌های میلین‌دار سیستم عصبی مرکزی تأثیر می‌گذارد و سبب زوال عصبی می‌شود. میزان شیوع این بیماری در زنان سه برابر مردان گزارش شده است. در سال‌های اخیر، تعداد بیشتری از افراد مبتلا به این بیماری در پی روش‌های درمانی جایگزین دارو برای مدیریت علائم بیماری، از جمله درمان‌های ذهن و بدن مانند یوگا، مدیتیشن، تنفس و تکنیک‌های تمدد اعصاب بوده‌اند. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر هشت هفته تمرین یوگا بر سطوح سرمی فاکتور نکروز توموری آلفا، اینترلوکین 6 و اینترلوکین 10 و ترکیب بدن در زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس انجام گرفت. مواد و روش‌ها: در این تحقیق نیمه‌تجربی، 20 نفر از زنان مبتلا به بیماری مولتیپل اسکلروزیس مراجعه‌کننده به مراکز درمانی شهرستان سمنان (میانگین سن 10/6±75/36 سال و شاخص تودة بدنی 02/6±88/26 کیلوگرم بر مترمربع) و با شاخص 5/3 >EDSS انتخاب و به‌طور تصادفی به دو گروه تمرین یوگا (10n=) و کنترل (10n=) تقسیم شدند. گروه تجربی به مدت هشت هفته و سه جلسه در هفته (24 جلسه) به تمرین یوگا در سالن سرپوشیده با دمای 25 تا 26 درجة سانتی‌گراد پرداختند. تعداد حرکات جلسة تمرین 15 حرکت در دو نوبت ده‌ثانیه‌ای بود و هر دو هفته پنج ثانیه به مدت هر حرکت تمرینی و یک حرکت جدید طبق اصل اضافه ‌بار به پروتکل تمرین اضافه شد که در انتهای هشت هفته به 18 حرکت و 15 ثانیه رسید. به‌منظور کنترل فشار تمرین از مقیاس RPE و بر اساس مقیاس بورگ استفاده شد. گروه کنترل طی این هشت هفته، فعالیت بدنی منظمی نداشتند و فقط به فعالیت‌های روزمره پرداختند. تجزیه‌وتحلیل آماری داده‌ها از طریق آزمون تحلیل واریانس با اندازه‌گیری مکرر و آزمون تی مستقل و تی وابسته در سطح معناداری 05/0P≤ انجام گرفت. نتایج: یافته‌های پژوهش حاضر کاهش معناداری را در سطوح سرمی فاکتور نکروز توموری آلفا، اینترلوکین 6 و اینترلوکین 10 در گروه تجربی نسبت به گروه کنترل پس از هشت هفته تمرین نشان داد (001/0P=)؛ اما تفاوت معناداری در ترکیب بدن زنان مبتلا به مولتیپل اسکلروزیس پس از هشت هفته یوگا در مقایسه با گروه کنترل مشاهده نشد (05/0P≥). نتیجه‌گیری: نتایج این پژوهش نشان داد که هشت هفته تمرین یوگا می‌تواند با کاهش سایتوکاین‌های التهابی، مانند فاکتور نکروز توموری آلفا و اینترلوکین 6 به‌عنوان یک راهکار درمانی مکمل در کنار درمان‌های دارویی برای بیماران مولتیپل اسکلروزیس استفاده شود.