بازکاوی استعارههای مفهومی ماده «شَعَرَ» در نهج البلاغه بر اساس مدل لیکاف و جانسون
نویسندگان
1 دانشیار، گروه علوم قرآن و حدیث ،دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه علامه طباطبائی ،تهران ،ایران
2 دانشجوی کارشناسی ارشدگروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه علامه طباطبائی.
3 استادیار علوم قرآن و حدیث ،دانشگاه حکیم سبزواری، سبزوار، ایران.
doi
چکیده
در گفتمان دینی همواره برای بیان امور انتزاعی از استعاره استفاده شده و مفاهیمی که درک آن برای بشر سنگین به نظر میآمد در قالبی ملموس و آشنا برای افراد تبیین شده است؛ استعاره از دیدگاه شناختی صرفاً یک مقوله زبانی نیست بلکه بوسیله استعاره میتوان به نحوه تفکّر گویندۀ کلام و مؤلفههای ذهنی که موجب ایجاد ارتباط بین دو حوزه (مبدأ و مقصد) در ذهن گوینده شده است دست یافت. در استعارههای مفهومی، استعاری بودن زبان، ناشی از استعاری بودن اندیشه دانسته میشود و استعارههای زبانی بازتاب استعاره در فکر به شمار میروند. بر این اساس پژوهش پیش رو با روش توصیفی -تحلیلی و بر پایه نظریه شناختی استعاره به دنبال بررسی مفاهیم انتزاعی است که امام علی علیه السلام با کاربست ماده «شَعَرَ» در مشتقّات گوناگون با معنای «لباس زیرین» آنها را برای مخاطبین عینیسازی و درک آن را تسهیل نمودهاند. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که در کلام علی علیه السلام، لباس و پوشش زیرین به عنوان ابتداییترین مفاهیم ملموسی که بشر آن را شناخته و درک نموده است در چندین استعاره مفهومی به عنوان حوزه مبدأ برای عینیسازی و تسهیل حوزههای مقصدِ اطاعت از خداوند، تقوا، محبت و رحمت، معارف قرآن، حزن و اندوه ممدوح، طمع، صبر، خوف و خشیت، تواضع و خواصّ به کار بسته شدهاست و براساس مؤلفههای متفاوت و محسوسِ حوزه مبدأ برای مخاطبان، توانسته به چندین حوزه مقصد متفاوت نگاشت شود و مفاهیم والای انتزاعی و معنوی را به مخاطبان تفهیم و عینیسازی نماید و برای کاربست آنها بعد از لمس عینی هیچ حجتی باقی نگذارد.