مدرنیسم و پست مدرنیسم و پیامدهای آنها در توسعه و روستا با تاکید بر ایران
نویسندگان
1
doi
10.30490/rvt.2018.59367چکیده
مقاله حاضر در پی نشان دادن پیامدهای نظری، روشی و سیاستی پدیدههای نظری مدرنیسم و پستمدرنیسم در قلمرو توسعه و روستا با تأکید بر ایران است. استدلال میشود که مدرنیسم با تأکید بر اصولی چون قطعیتمحوری، تخصصگرایی، یکسانسازی، خردباوری، و جهانگرایی پیشرفت، در عمل، علیرغم تأکید بر واقعیت، به تجریداندیشه از حیات واقعی دچار شد. در عوض، پستمدرنیسم با حمله به اصول و قطعیتهای مورد تأکید در مدرنیسم، به نسبیت اخلاقی و فرهنگی و احترام به تفاوتها در قالب اصول خود در تغییر و توسعه اهمیت میدهد. بنا به استدلالهای مقاله حاضر، تبعات این تحول نظری را میتوان در ظهور مؤلفههایی چون کثرتگرایی رادیکال، بهکارگیری رویکرد کنشگر- شبکه در توسعه روستایی، اهمیت یافتن توسعه محلی و اشاعه تحقیق و توسعه مشارکتی، زمینهسازی برای شنیدن «صداهای دیگران فراموششده» و «جغرافیاهای حاشیهایشده» در فرایند توسعه مشاهده کرد.