چارچوب معنابخشی به واقعیت آینده برای آینده نگاری منطقه ای (مورد مطالعه: منطقه غرب آسیا)
نویسندگان
1 دکترای آیندهپژوهی، دانشگاه بینالمللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران
2 دانشیار گروه علوم سیاسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه بین المللی امام خمینی(ره)، قزوین، ایران
3 دکترای آیندهپژوهی، دانشگاه بینالمللی امام خمینی (ره)، قزوین، ایران
doi
10.30479/psiw.2023.18813.3234چکیده
هدف: ارایه چهارچوبی در حوزه آینده نگاری منطقه ای برای فهم موقعیت های پیچیده به گونه ای که زمینه برای بازآفرینی نوین منطقه ای فراهم شود. روش: در این پژوهش از رویکرد تحلیلی ـ توصیفی و روش تحقیق کیفی استفاده شده است. برای گردآوری اطلاعات از روش اسنادی، و همچنین مصاحبه با خبرگان استفاده شده است. یافتهها: برای بازآفرینی نوین منطقه ای لازم است از تعمیم ناروای یک نوع رویکرد و الگوی کنش در همه دامنه های واقعیت آینده ( واقعیت آینده ی منطقه غرب آسیا) پرهیز کرد، و مبتنی بر اصل " محدودیت کاربرد " با مرزهای هر دامنه، برای هر قلمرو و دامنه یک رویکرد کنش سازگار با زمینه را بکار برد. بنابر این برای خلق نظم نوین در غرب آسیا ، در دامنه واقع گرایی ساختاری، ایجاد بازار و ترانزیت مشترک، در ناحیه واقع گرایی کارگزاری، فعال سازی هسته های مستعد منطقه ای، در ناحیه برساخت گرای کارگزاری، معنا بخشی های نوین منطقه ای، و در ناحیه برساخت گرای گفتمانی، خلق و ترویج گفتمان منطقه ای ایلاف مطرح شده است . نتیجهگیری:برای بازآفرینی نوین منطقه غرب آسیا، در دو قلمرو اصلی واقع گرایی و برساخت گرایی، و چهار دامنه فرعی مرتبط با هریک از این دو قلمرو، باید رویکردهای کنشی سازگار با طبیعت هر دامنه را مورد توجه قرار داد. در این صورت منطقه با ریشه های اصلی خود پیوند می خورد، و می تواند واجد قدرت ژئوپلتیک گردد، به گونه ای که ملتهای آن نقش و جایگاه مناسبی در نظام جهانی بیابند.