روانسنجی خلاقیت در نقاشیهای فرانسیس بیکن
نویسندگان
1 گروه پژوهش هنر، دانشکده پژوهشهای عالی هنر و کارآفرینی، دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان، ایران
2 گروه پژوهش هنر، دانشکده پژوهش های عالی هنر و کارآفرینی، دانشگاه هنر اصفهان، اصفهان، ایران
doi
10.22059/jfava.2019.286101.666285چکیده
امروزه نظرورزی ضروریترین وجهِ مباحث هنر محسوب میشود، اما، این مهم در فرهنگ ما سابقهای درخور ندارد. هنر ما از اواخر صفویه رو به افول نهاده است، این امر دلایل متعددی دارد که قسمی با هنر مناسبت درونی دارند و قسمی بیرونی، و عدم خلاقیت مهمترین دلیل درونی آن مینماید. پس، نظرورزی در خصوص خلاقیت بایسته است. این نوشتار که در پی همین بود، نقاشیهای بیکن را پیکرهی خود برگزید و روانسنجی مورون را روش تحقیق خود. متخصصان آثار بیکن را "خلاقانه" میخوانند و به زعم آنان درک "فرآیند خلاقیت" نزد او مستلزم وقوف به اصول روانکاوی است. و روانسنجی مورون نخستین روش تحقیق روانکاوانه در حیطهی هنر محسوب میشود که تبیین "خلاقیت هنری" غایت آن است؛ مورون بر آن است که در مجموعهی آثار هر هنرمند خلاقی انسجامی ویژه قابل پیگیری است که ریشه در ناخودآگاه او دارد، ناخودآگاه هر هنرمند خلاقی چهرهای فراگیر دارد که اسطورهی شخصی او را بازنمایی میکند، و این نیروی محرکهی هر نوع خلاقیتی است. این نوشتار از روانسنجی خلاقیت در نقاشیهای بیکن، بدین نتیجه رسید که اسطورهی شخصی او؛ اسطورهای که نیروی محرکهی خلاقیت نزد او بوده و از این راه در خلق نقاشیهای او نقشی بنیادین ایفا کرده است، همانا، هراکلس است.