تنهایی و اقسام آن در آینه‌ی نهج‌البلاغه

نویسندگان

1 استادیار دانشکده‌ی الهیات دانشگاه شیراز

doi
چکیده

«تنهایی» به معنای جداافتادگی و بی‏کسی، عمیق‏ترین و ریشه ‏ای ‏ترین احساسی است که در تجربه زیستی انسان‏ها وجود دارد و به اشکال مختلف از تولد تا مواجهه با مرگ با همه آدمیان همراه است. در مقاله­ی حاضر به بحث درباره­ی «تنهایی» و اقسام آن که از جمله مهمترین معضلات بشر امروز است، در آینه­ی نهج­ البلاغه پرداخته‏ ایم تا اقسام تنهایی مطلوب و نامطلوب را از نظر امام علی(ع) مورد واکاوی قراردهیم و جهت استخراج تعریف تنهایی و تقسیمات آن، به شیوه­ی کتابخانه ­ای و توصیفی تحلیلی، متن نهج­‌البلاغه را محور قرار گرفته است. از نظر امیرالمؤمنین(ع)، تنهایی گاهی سنجیده و از سر آگاهی است، گاه بر اثر باورها، نگرش­ها و شیوه­‌ی زندگی فرد است و گاه فراتر از وجوه مادی رفته و تا آگاهی از خویشتن و عدم غفلت از دورن خود ارتقاء می‏‌یابد. از نظر امام(ع) اقسامی از تنهایی نامطلوب و معلل­‌اند که برپایه گزینش و خواسته فرد نیست، و قسم دیگری که مطلوب و مدلل‎اند که فرد به صورت سنجیده با کناره‎گیری از مردم و با پیش‏گرفتن هدف­های اجتماعی و فردی خود آن را جستجو کرده و به پرورش روح و روان خویش می‎پردازد. در آخر نیز درمان برخی تنهایی­‌های اساسی از نظر امام علی(ع) از جمله انس با خدا، نیایش، کسب فضائل اخلاقی و دوری از رذائلی مانند عجب، کینه و دشمنی بررسی گردیده‎است.