حس‌مکان در فضای حقیقی و مجازی و نقش آن در معناسازی وتجربه اثر هنری

نویسندگان

1 حفاظت و مرمت آثار فرهنگی و تاریخی دانشگاه هنر تهران

2 دانشیار دانشکده هنرهای کاربردی، دانشگاه هنر

doi
10.22059/jfava.2020.296455.666401
چکیده

تجربه اثر هنری، تنها می‌تواند در"فضا" متصوّر باشد و دادوستد مفسّرانه مخاطب و اثر، فهم زیبایی‌شناسانه و معنابخشی، در فضاست که حادث می‌شود. شکل‌گیری مفاهیم نوظهوری چون حقیقت‌مجازی، قطعیّت حواس و تجربه‌ی شناخته‌شده‌ی آدمی از  بُعد مکان را به چالش کشیده‌است و نیاز به بازنگری شیوه سنّتیِ تحلیل حس‌مکان را-که تاکنون بیشتر در مباحث معماری و شهرسازی و با رویکردی کالبدی تعریف می‌شده- بیش‌ازپیش ایجاد نموده‌است. در این مقاله، که از منظر پدیدار‌شناسی، و به‌روش توصیفی-تحلیلی به بررسی نقش دامنه‌های فضا در تفسیر مخاطب از اثر می‌پردازد و نقش حقیقت و مجاز در تولید معنا و تجربه زیبایی‌شناسانه اثر را مورد کنکاش قرارمی‌دهد، مسأله‌ی اصلی،  قیاسِ درکِ بدنمند و ذهنی یک مکان و تأثیرات آن در به فهم آمدن اثر هنری است. اینکه تلقّی آدمی از واقعیّت مکان و درک آثار، چگونه با طرح  فضاهای غیرحقیقی دستخوش تحول گشته؟ نتایج حاصل از بررسیِ ابعادی از فضا که به رابطه اثر و مخاطب می‌پردازد، منجر به آسیب‌شناسیِ حذف بُعد حقیقی مکان در نمایش اثر شده‌است که از وجه زیبایی‌شناختی و نیز اجتماعی موجب شکل‌گیری بحرانی به نام انسانی‌زدایی می‌گردد و درنتیجه تلاش برای تجربه اثر تنها در بُعد غیرمادّی، تجربیات مشاهده‌گر را به سطح پایین‌تری از ادراک  تنزل  می‌دهد.