اثر تمرینات مقاومتی بر اسید صفرای کبدی، پروتئین بتاکلوتو و بیان نسبی ژن‌های گیرندة ایکس فارنزوئید، عامل رشد فیبروبلاست 15 و گیرندة 4 عامل رشد فیبروبلاست در بافت کبد موش‌های مبتلا به کبد چرب غیرالکلی

نویسندگان

1 گروه تربیت بدنی و علوم ورزشی، واحد بجنورد، دانشگاه آزاد اسلامی، بجنورد، ایران

2 دانشگاه صنعتی قم، قم، ایران.

3 گروه تربیت بدنی و علوم ورزشی، واحد بجنورد، دانشگاه آزاد اسلامی، بجنورد، ایران

4 گروه تربیت بدنی و علوم ورزشی، واحد بجنورد، دانشگاه آزاد اسلامی، بجنورد، ایران.

doi
10.48308/joeppa.2023.103906
چکیده

زمینه و هدف: اسیدهای صفراوی به‌عنوان پیام‌‌رسان‌های  سوخت‌وسازی مهم در جریان بازسازی کبد و فراوردة نهایی کاتابولیسم کلسترول شناخته می‌شوند که برای جذب مواد مغذی در روده مهم‌اند. پژوهش‌های اخیر اسیدهای صفراوی را به‌عنوان مولکول‌های پیام‌رسان با کارکردهای متنوع توصیف می‌کنند که دارای گیرنده‌های گسترده‌ای در بدن هستند. به‌واسطة این گیرنده‌ها، اسیدهای صفراوی می‌توانند میزان سنتز خود، لیپید، گلوکز و سوخت‌وساز انرژی را تعدیل کنند. مسیر پیام‌رسانی FXR-FGFR4-KLB و نقش آن در تنظیم بیوسنتز اسیدهای صفراوی از موضوعات جدید در سوخت‌وساز کلسترول به‌ویژه در بیماری کبد چرب غیرالکلی (NAFLD) است. با وجود توصیه به شرکت در فعالیت‌های ورزشی منظم برای بیماران مبتلا به NAFLD، توصیه‌های روشنی در خصوص اینکه چه نوع فعالیت ورزشی، با چه شدت و مدتی دارای بیشترین مزایاست، هنوز ارائه نشده است. تمرینات مقاومتی با افزایش اکسایش چربی‌ها، کنترل اشتها و کاهش انرژی دریافتی می‌تواند در بهبود شرایط NAFLD اثرگذار باشد. این پژوهش با هدف بررسی اثر هشت هفته تمرینات مقاومتی بر اسید صفراوی (BA) کبدی، پروتئین بتا کلوتو (KLB) و بیان نسبی گیرندة ایکس فارنزوئید (FXR)، عامل رشد فیبروبلاست 15 (FGF15) و گیرندة 4 عامل رشد فیبروبلاست (FGFR4) در موش‌های نر مبتلا به NAFLD انجام گرفت. مواد و روش‌ها: در این پژوهش 16 سر موش صحرایی نر نژاد ویستار با سن شش هفته و وزن تقریبی 120-160 گرم، به‌منظور القای شرایط NAFLD، در یک دورة شش‌هفته‌ای رژیم غذایی پرچرب قرار گرفتند و در ادامه به‌طور تصادفی در دو گروه مساوی (هشت سر در هر گروه) شامل گروه‌های کنترل (C) و تمرین مقاومتی (R) تقسیم شدند. شیوة تمرین گروه R شامل بالا رفتن از نردبان یک متر با شبکة دو سانتی‌متری و شیب 85 درجه همراه با بستن سیلندرهای حاوی وزنه به دم موش‌ها، با 50 تا 75 درصد وزن بدن و در یک دورة هشت‌هفته‌ای با تواتر پنج روز در هفته بود. 48 ساعت پس از آخرین جلسة تمرین، آزمودنی‌ها قربانی شدند و نمونه‌گیری بافت کبد برای ارزیابی متغیرهای پژوهش انجام گرفت.  داده‌ها با استفاده از آزمون t مستقل در سطح معناداری 05/0≥P تجزیه‌وتحلیل شدند. نتایج: در پی هشت هفته تمرینات مقاومتی، مقادیر کبدی BA در گروه R نسبت به گروه C به‌طور معنادار کاهش یافت (0001/0=P). همچنین مقادیر پروتئین KLB (0001/0=P) و بیان نسبی FXR (0001/0=P)، FGF15 (0001/0=P)، FGFR4 (0001/0=P) در گروه R نسبت به گروه C به‌طور معنادار بیشتر بود. نتیجه‌گیری: کبد چرب غیرالکلی با کاهش بیان ژن‌هایی مانند FXR، FGF15 و FGFR4 و نیز کاهش پروتئین کلوتو همراه است که نتیجة آن اختلال در وضعیت کلسترول و در پی آن آسیب‌های سلولی در کبد است. مداخلة فعالیت ورزشی می‌تواند مسیر پیام‌رسانی FXR-FGFR4-KLB و نقش آن در تنظیم بیوسنتز اسیدهای صفراوی را تحت تأثیر مثبت قرار دهد و به بهبود وضعیت سوخت‌وساز کلسترول در بدن کمک کند. به‌نظر می‌رسد تمرینات مقاومتی تأثیرات سودمندی در بهبود این مسیر پیام‌رسانی داشته باشند. داده‌های این تحقیق نشان‌دهندة ارتباط احتمالی بین تمرینات مقاومتی و بهبود سوخت‌وساز چربی در کبد است. محور عضله-کبد و نقش این نوع تمرینات بر تنظیم افزایشی ژن‌های درگیر در بیوسنتز اسید صفرای کبدی و در پی آن کنترل سوخت‌وساز کلسترول می‌تواند در دستیابی به شناخت بهتری از پاتوژنز NAFLD کمک کند.