پست‌مدرنیسم و تاثیر آن در هنر درمانی

نویسندگان

1 عضو هیات علمی دانشکده هنر دانشگاه الزهراس تهران

2 عضو هیات علمی دانشگاه شهید بهشتی. کلینیک خانواده. .تهران

3 دانشجوی دکتری دانشگاه الزهرا

doi
10.22059/jfava.2020.291799.666352
چکیده

جنبش پست­مدرن در دهۀ 1960 به عنوان واکنشی علیه مدرنیسم پدید آمد که مهم­ترین وجهۀ تمایز آن با دوران­های قبل، نوع نگاه آن به واقعیّت و نگرش انتقادی نسبت به قطعیّت علوم و حقایق بود. فرهنگ پست­مدرن بیان­گر یک نظریۀ نظام­مند و فراگیر نیست، در این دیدگاه، واقعیّت برای افراد، متفاوت بوده و بر اساس ادراک، فرهنگ و زبان آنها مشخص می­شود. بر این اساس، شالوده شکنی  از مهم­ترین مظاهر پست­مدرن به شمار می­رود که نه تنها در گفتمان زیبایی­شناسی، بلکه در علومی چون روان­شناسی تاثیر گذاشته است. هدف این پژوهش، مطالعۀ نظری و بررسی تاثیر ویژگی­های پست­مدرنیسم در هنر درمانی پست­مدرن به شیوۀ توصیفی- تحلیلی است. پرسش اصلی پژوهش این ­است که هنر درمانی پست­مدرن تا چه میزان با مفاهیم مطرح در جهان­بینی پست­مدرن ارتباط دارد.در این پژوهش، فرض بر آن است که مفاهیم مطرح در پست­مدرن، به طور مشخص به هنر درمانی پست­مدرن راه یافتند. نتایج حاصل از این پژوهش موید آن است که ساختارشکنی سازه­های اجتماعی، اهمیّت واقعیّت­های چندگانه، اهمیّت وجهۀ اجتماعی هنر، فعالیت گروهی و مبتنی بر گفتمان، کثرت­گرایی، اهمیت تاویل مخاطب، استفاده از استعاره، ایهام و کاربرد رسانه­های مختلف در خلق آثار هنری از مهم­ترین ویژگی­هایی است که در هنر درمانی پست­مدرن مطرح و به کار گرفته شدند.