تصوف و عرفان در مقام ویژگی گفتمانی رسالههای خوشنویسی سدههای هشتم تا یازدهم هجری
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد هنرهای اسلامی، دانشگاه هنر تهران
2 استادیار دانشگاه هنر تهران، گروه آموزشی فلسفه هنر، دانشکده علوم نظری و مطالعات عالی هنر
doi
10.22059/jfava.2020.302008.666459چکیده
تحولات تاریخی خوشنویسی اسلامی را میتوان با شناخت گفتمانهای مختلف حاکم بر آن در ادوار مختلف بازخوانی کرد. هدف این پژوهش نیز بازشناخت یکی از گفتمانهای تاریخ خوشنویسی، یعنی گفتمان صوفیانه و تحلیل ساز و کارهای زمینهای و رویههای تحمیل انگارههای عرفانی توسط این گفتمان بر رسالههای خوشنویسی است. گفتمانی که به مرور بر اثر قدرت یافتن و دامنه نفوذ تصوف، در حدود سدههای هشتم تا یازدهم هجری غالب گشت و آثار انگارههای عرفانی تحمیلی آن را در اقسام جریانات فکری و مشاغل و هنرهای این دوره میتوان مشاهده کرد. این گفتمان همچنین سبب به وجود آمدن ویژگیهای مشترک در متون و رسالههای مربوط به هنر خوشنویسی گشت. بنابراین در این پژوهش با اتخاذ رویکرد تاریخی- تفسیری و بهرهگیری از روش تحلیل گفتمان، به تعیین مفصلبندیها و بازشناخت ویژگیهای صوفیانه در رسالههای خوشنویسی سدههای هشتم تا یازدهم هجری پرداخته شده است. نتایج این پژوهش نشان میدهد که تلقی عرفانی از هنر خوشنویسی، در مقام ویژگی گفتمانی و تاریخمند خاص این دوره بوده و نه تنها خصیصه ذاتی و همیشگی خوشنویسی اسلامی نبوده، بلکه در کشمکش و تقابل آشکار با سایر گفتمانهای تاریخساز هنر اسلامی همچون گفتمان علمی- هندسی در سدههای پیشین قرار میگیرد.