تأثیر هشت هفته تمرین تناوبی با شدت بالا بر بیان پروتئینهای Parkin و Pink1در بافت کبدی موشهای صحرایی نر مبتلا به دیابت نوع دو
نویسندگان
1 گروه فیزیولوژی ورزشی، دانشکده تربیتبدنی و علوم ورزشی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
2 گروه فیزیولوژی ورزشی، دانشکده تربیتبدنی و علوم ورزشی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
3 گروه فیزیولوژی ورزشی، دانشکده تربیتبدنی و علوم ورزشی، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران
doi
10.48308/joeppa.2023.103909چکیده
مقدمه و هدف: وابستگی نزدیکی بین اختلالات کارکرد میتوکندری کبد و توسعة چاقی و مقاومت به انسولین وجود دارد. همانطورکه در بیماری دیابت نوع دو مشاهده شده است، در شرایط مقاومت به انسولین، کاهش حساسیت انسولین سلولهای کبدی، عضلة اسکلتی و سلولهای چربی مشاهده میشود. در طول دهههای اخیر فعالیت ورزشی به ابزار کمکی کلیدی در کنترل بسیاری از بیماریها از جمله دیابت نوع دو تبدیل شده است و پژوهشها نشان میدهند که روشهای تمرینی گوناگون در کاهش همهگیری و بهبود برخی از عملکردهای سوختوسازی کبد مؤثر است. هدف این تحقیق بررسی تأثیر هشت هفته تمرین تناوبی با شدت بالا بر شاخصهای Parkin و Pink1 در بافت کبد موشهای صحرایی دیابتی نوع دو است. مواد و روشها: در یک طرح تجربی، 30 سر موش صحرایی نر ویستار سهماهه با دامنة وزنی 225-300 گرم بهطور تصادفی در یکی از سه گروه 10 سری شامل کنترل سالم (C: تزریق درونصفاقی سرم سالین)، کنترل دیابتی (D: دیابتیشده با رژیم غذایی پرچرب همراه با تزریق درونصفاقی استرپتوزوتوسین) و دیابتی تمرینکرده (D+T: دیابتیشده بههمراه تمرین) تقسیم شدند. روش تمرینی شامل دویدن با شدت 85-90 درصد سرعت بیشینه در 6 تا 12 وهلۀ دودقیقهای؛ پنج روز در هفته به مدت هشت هفته بود. همة آزمودنیها، 48 ساعت پس از آخرین جلسۀ تمرینی و پس از 12 تا 14 ساعت ناشتایی، به روش بدون درد توسط متخصص کارآزموده بیهوش و جراحی شدند. برای تعیین تغییرات در نیمرخ بیان پروتئینهای Parkinو Pink1 در بافت کبد موشها از روش وسترن بلات استفاده شد. از تحلیل واریانس یکراهه و آزمون تعقیبی بنفرونی برای تحلیل دادهها در سطح معناداری کمتر از پنجصدم استفاده شد. نتایج: القای دیابت (D) موجب افزایش 51 و 63 درصدی بهترتیب در پروتئینهای Parkin و Pink1 میشود، اگرچه از نظر آماری معنادار نیست (05/0≤P). با این همه، مداخلۀ تمرینی موجب کاهش 45 و 38 درصدی در Parkin و Pink1 در گروه دیابتی تمرینکرده (D+T) در مقایسه با گروه دیابتی (D) شد، ولی معنادار نبود (05/0≤P). نتیجهگیری: با توجه به نتایج میتوان گفت که هشت هفته تمرینات تناوبی با شدت بالا (HIIT) برای مشاهدة کاهش معنادار میتوفاژی در بافت کبد موشهای دیابتی ناکافی است. با توجه به اندک تغییرات مشاهدهشده، HIIT شاید یک راهکار پیشگیرانه برای افزایش بیرویة میتوفاژی ناشی از ابتلا به بیماری دیابت نوع دو داشته باشد. با این همه، نتیجهگیری قطعی دربارة این شاخصها و نحوۀ تأثیرپذیری آنها از شرایط گوناگون نیازمند پژوهشهای بیشتری است.