مطالعه‌ی تطبیقی خوانش پسااستعماری آثار نقاشی مکتب سقاخانه ایران و گروه D در ترکیه با تکیه بر فضای سوم هومی بهابها

نویسندگان

1 1 دانشجوی دکترای تاریخ تحلیلی تطبیقی هنراسلامی، گروه هنر اسلامی، دانشکده ی هنر، دانشگاه شاهد، تهران، ایران.

2 2 استادیار گروه نقاشی، دانشکده ی هنر، دانشگاه شاهد، تهران، ایران.

doi
10.22059/jfava.2020.299588.666446
چکیده

فضای سوم در اندیشه­ی هومی کی بهابها از اندیشمندان حال حاضر حوزه­ی پسااستعماری، جایی است که در آن تعاملی بین استعمارگر و مستعمره و یا فرهنگ­های آنان روی می­دهد.در این فضا، برجسته شدن شباهت­ها پدیده­ای نو ایجاد می­کند که دو­رگه نامیده می­شود و به صورت منسجم عناصر فرهنگی هر دوسویه را داراست که از نظر بهابها باعث جریان سازی می­شود.با توجه به نقش و جایگاه مهم هنر در انتقال فرهنگ­ها، بررسی فضای سوم و محصول آن در آثار هنری که مستقیم و یا غیر مستقیم متاثر از هنر غیرملی به عنوان یک عنصر تاثیرگذار بوده­اند ضروری به نظر می­رسد.فضایی که می­تواند از یک سو هویت ملی را حفظ کرده و از سویی دیگر همسو با تحولات هنری پیش رود. بسط این دیدگاه موضوع پژوهش حاضر بوده و با هدف شناخت بیشتر هنر معاصر ایران و ترکیه در آثاری از مکتب سقاخانه ایران و گروه D  ترکیه، به روش توصیفی-تحلیلی و رویکردی تطبیقی به انجام رسیده است.این پژوهش به دنبال پاسخگویی به این پرسش است که آیا در جنبش­های هنری معاصر در این دو کشور،فضای سوم هومی بهابها شکل گرفته است؟از نتایج این پژوهش می توان به دستیابی هر دو مکتب به فضای سوم با کمی تفاوت با یکدیگر اشاره کرد.