جایگاه نقاشی در پدیدارشناسی میشل آنری
نویسندگان
1 استادیار فرهنگستان هنر
doi
10.22059/jfava.2019.290817.666339چکیده
مسئله پژوهش این است که «زندگی» چگونه در هنر نمود پیدا میکند. به این منظور این مقاله به بحثهای میشل آنری، پدیدارشناس قرن بیستم میپردازد. مفهوم زندگی برای آنری از اهمیت زیادی برخوردار است. او سعی دارد معنای حقیقی زندگی را که نامرئی و درونی است و بهزعم او در جهانبینی مدرن فراموش شده، احیا کند. هنر نیز نقشی مرکزی در پدیدارشناسی آنری بازی میکند. به این منظور او از هنر انتزاعی بهویژه از نقاشیهای کاندینسکی کمک میگیرد. برای آنری از میان هنرها، نقاشی مهم است، زیرا میتواند ذات زندگی را آشکار کند. ایده اصلی او این است که در تفکر و آثار کاندینسکی انتزاع بیش از یک جنبش خاص در نقاشی است. زیرا هنر را از جهان بیرونی و مرئی رها میکند و حقیقت عمیق همة هنر را نشان میدهد: این را که همة هنر «انتزاعی» است. همچنین این مقاله با روش توصیفی و تحلیلی و با استفاده از چارچوب نظریات آنری به این نتیجه میرسد که در دنیای مدرن هنر میتواند مناسبترین جایگاه برای آشکارکردن ارزشهای زیباییشناختی باشد؛ نقاشی انتزاعی ما را به سمت امکانپذیری همه نقاشیها سوق میدهد و میتواند ما را به ذات زندگی نزدیک کند.